شرح چهل و سه روز سلطنت سال هزار و سيصد و سيزده اين شهريار كامكار را با ذكر نسب و حركت از آذربايجان به تهران و جلوس به تخت شاهنشاهى و عواطفى كه دربارهى رعايا فرمودند ، با نصب صدارت كما فى السابق نگاشتيم ؛ و ثلثى از ترجمهى « اعلام الناس » را ضميمهى آن جلد داشتيم كنون ، به شرح وقايع سنهى هزار و سيصد و چهارده هجرى مىپردازيم . اميد است كه خداوند من بنده را به راستگويى و در درستنويسى و حقيقتنگارى ، به اتمام اين جلد ثانى موفق فرمايد كه در خاتمهى كتاب ، شكر احسان او نمايد . و اين كتاب را با ساير مجلدات ديگر كه ، ان شاء اللّه ، در سنوات آتيه نوشته خواهد شد ، به « افضل التواريخ » ناميدم ؛ و به دنبالهى اين تاريخ ، باز ثلثى از كتاب اعلام الناس را كه ترجمه كرده بودم ، ضميمه كردم .
باب اول وقايع سال 1314 هجرى قمرى شرح سلطنت بندگان اعليحضرت قدرقدرت ، مظفر الدين شاه قاجار ، خلد اللّه ملكه
از شنبه غرهى محرم الحرام هزار و سيصد و چهارده ، مطابق پيچىئيل تركى ، بندگان اعليحضرت قدرقدرت اقدس شاهانه تا پنجم اين ماه و شب ششم ، در شهر دارالخلافهى تهران ، پايتخت ايران ، تشريف داشتند و به جلايل امور مىپرداختند ؛ و از يكشنبه ، بيست و پنجم شهر ذى الحجة الحرام هزار و سيصد و سيزده ، كه از آذربايجان ورود به دارالخلافهى تهران فرمودند ، تا روز چهارشنبه ، پنجم محرم الحرام هزار و سيصد و چهارده ، طبقات چاكران محترم دولتى ، از شاهزادگان و وزراء و خوانين ايل قاجار و عملهى خلوت همايونى و اجزاء وزارتخانهها و صاحبمنصبان نظامى و اجزاء وزارت حربيه و مستوفيان عظام و اهل دفتر استيفاء و لشكرنويسان كرام و اجزاء وزارت امور خارجه و اعضاء وزارت عدليه و وزارت تجارت و اعضاء وزارت علوم و رؤساى مدرسهى مباركهى دار الفنون و اجزاء وزارت تلگراف و اجزاء ادارهى جليلهى دربارى و خزانهى عامره و رؤساى بيوتات خاصهى دولتى و اجزاء وزارت وظايف و اوقاف و اجزاء وزارت پست و اجزاء وزارت دار المطبوعات و دار الترجمهى مباركه و دار التأليف دولتى و اعضاء دائرهى حكومت جليلهى تهران و صاحبان منصب وزارت نظميه و رؤساى مدرسهى نظامى و غيرهم ، دستهدسته ، در ايام عديده شرفاندوز حضور آفتاب ظهور شاهانه شده ، به توسط صدارت عظماء و وزراء و رؤساى هر اداره ، در خاكپاى شاهانه معرفى گشتند ، مورد التفات و تفقد شدند .
روز چهارشنبه ، پنجم نواب و الا ، شاهنشاهزادهى اعظم ، سالار الدوله ابو الفتح ميرزا ، سومين فرزند سلطنت عظما ، كه بعد از موكب همايون از دار السلطنهى تبريز عزيمت دارالخلافهى تهران فرموده بودند ، با جمعيت اجزاء خودشان وارد دارالخلافه شده ، به شرف حضور مبارك همايون مشرف گشتند .