دوستند ؛ بخصوص ، آقا ميرزا رضا . و هرسه در يك عصر لقب مشير الممالك يافتهاند . و نيز از اين قبيل ، بعضى القاب ديگر مكرر شده است و مرا حال شرح و بسط و ايراد نيست .
به تكرار الفاظ و القاب اعتنايى نبايد كرد ؛ اين رشته را هم بايد رها نمود .
حاجى ملا على نام ، در كردستان است و مىگويند جزء علماء است ، به تعرفه و توسط احتشام السلطنه ، حاكم كردستان ، به لقب نصير الاسلام ملقب گرديد . و نيز ميرزا عبد العزيز خان رئيس ديوانخانهى كردستان لقب صديق ديوان يافت . ميرزا محمد على خان نيز در كردستان ، به توسط و شفاعت احتشام السلطنه ، لقب اشرف الممالك يافت .
به جناب اشرف امجد آقا ميرزا على اصغر امين السلطان ، صدراعظم ، بعد از سفر ييلاق ، يك حلقه انگشترى الماس كه از دست مبارك بيرون آمد ، مرحمت شد .
به صحابت آجودان حضور يك قطعه عكس تمثال همايون ، كه در پاى آن دستخط مبارك شرف صدور يافته بود ، براى جناب نظام الملك ، والى فارس ، فرستاده شد .
در ماه جمادى الاخر ، كه بندگان اقدس همايون ، به شرحى كه در پيش نگاشتيم ، به پارك جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم تشريف برده ، يك حلقه انگشترى الماس گرانبها به دست مبارك به ايشان دادند . در همين ماه ، در روز عيد مولود همايونى ، كه چهاردهم جمادى الاخره است ، يك قبضه شمشير مرصع از درجهى اولى به نواب شاهزاده وجيه اللّه ميرزا سپهسالار ، وزير جنگ ، مرحمت شد .
در ماه رجب ، يك ثوب پالتوى خاص به انضمام سردوشى الماس از درجهى اولى به شاهزاده سپهسالار ، وزير جنگ ، مرحمت شد .
يك قبضه قدارهى نظامى ، كه « كتاره » باشد ، به حضرت و الا شاهنشاهزاده اعظم ملك منصور ميرزاى شعاع السلطنه مرحمت شد .
شاهزاده يمين السلطان ، ايلخانى ايل قاجار ، به اعطاء يك قبضه عصاى مرصع از جواهر خانهى خاصه سرافراز گرديد .
جناب مستطاب آقاى حاجى ميرزا رفيع طباطبايى ، نظام العلماء تبريز ، كه چندى قبل از تبريز به تهران تشريف آورده و از تهران به مكهى معظمه مشرف شدند ، در اين سال هزار و سيصد و هفده ، روز بيست و چهارم جمادى الاخر ، وارد تهران شده ؛ روز ديگر ، به اتفاق جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم به حضور همايون مشرف شده ، نهايت مرحمت دربارهى ايشان بهعمل آمد . دستخط التفاتى دربارهى ايشان شرف صدور يافت .
يك قطعه انفيهدان مكلل به الماس به ايشان مرحمت و روانهى آذربايجان شدند .
« باز گو از نجد و از ياران نجد * تا در و ديوار را آرى به وجد »
بنده با جناب مستطاب آقاى نظام العلماء چندين سال است به حالت قهرم و مكاتبه را ترك كردهام ؛ و در اين سنوات دو سفر هم كه به تهران تشريف آوردهاند ، از ايشان ديدن نكردهام ، و ايشان حسن طلب هم فرمودهاند ؛ ولى ، بنده چندين سال است كه با ايشان ، به جهتى كه شرح آن مطول است ، ترك مكاتبه و ملاقات كردهام . با اين حالت ، باز در اين كتاب هرجا كه مقتضى بوده ، از بزرگوارى و فضايل و نجابت دودمان ايشان شرحى نوشتهام . و كنون هم ، چند بيتى از اشعار عربى ايشان را مىنگارم . ايشان در دورهى