در حضرت سپهر بسطت همايون ما ، من جميع الجهات ، مسئول باشد ؛ لهذا ، به موجب صدور اين دستخط ، كل ادارات قشونى را ، از توپخانه و قورخانه و مخزن و ذخيره و افواج و سوارنظام و غير نظام و اصطبل توپخانه و غيره ، به حوزهى اقتدار و اختيار امير خان سردار معظم ، وزير جنگ ، مرحمت و مفوض و موكول و او را در كل امور قشونى مسئول ، و مخصوصا توپخانه و اصطبل توپخانه را ، كه از اركان عمدهى قشون است و اين اوقات كمال بىنظمى حاصل كرده است ، ابواب جمع شخص او فرموده و به اعطاء لقب سپهسالارى بر اقتدار و افتخار او افزوديم ، كه من بعد خود را در تمام مهام راجعه به افواج و توپخانه و قورخانه و ذخيره و مخزن و سوار و غيره ، مسئول بداند و آنطورى كه سزاوار است ، به شكرانهى اين مرحمت ، مدارج غيرت و فدويت و صداقت و دولتخواهى خود را در اجراء تكاليف وزارت جنگ و نظم توپخانه و كل قشون به منصهى ظهور برساند . آن جناب اشرف نيز اين اوامر ما را به عموم وزراى عظام دولت ابد ارتسام و تمام صاحبمنصبان و رؤساى نظام و غير نظام ابلاغ ، و هرگونه تقويت و مساعدت را در اجراى اين منظور مرعى داشته ؛ او را در اين خدمت عمدهى مرجوعه ، كمايليق مقتدر نمايد . شهر ربيع الثانى ، تنگوزئيل 1317 . »
هريك از اين دستخطها و بعضى تغيير و تبديلات ، نكات غريبه دارد كه ما آن را شرح نمىدهيم و به اهمال مىگذرانيم . ولى ، در صدور اين دستخط ، يك نكتهيى را توضيح مىكنيم ؛ و آن اين است كه تا قبل از صدور اين دستخط ، نواب و الا شاهزاده امير خان سردار معظم منصب وزارت جنگ داشت و امور نظامى و ادارهى عسكريه با ايشان بود ؛ لكن ، محمد صادق خان امين نظام ، كه از صناديد طايفهى قاجار است و از امراء بزرگ محسوب مىشود ، امارت و رياست توپخانه به عهدهى او بود ، و او خود را به هيچوجه تابع و تابين وزارت جنگ نمىدانست و پيش شاهزاده وزير جنگ نمىرفت كه به صلاح و صوابديد او حركت كند . اين كار بر شاهزادهى وزير جنگ گران بود كه امير توپخانه به او تمكين نكند ؛ لهذا ، كارها كرد و تدبيرها نمود تا بهطور خوبى جناب اشرف صدراعظم با او همراهى كرد كه اين دستخط دربارهاش صادر شد ؛ تا در كار توپخانه مستقلا رسيدگى كند و لقب سپهسالارى يابد . از اين تاريخ ، ديگر محمد صادق خان امين نظام از رياست توپخانه كناره يافت . چون ذكرى از محمد صادقخان شد ، بايد اشارتى در شرح حال او كرد .
اين شخص ، بسيار مقدس و خوشسلوك و دايم الذكر است . به دين و آئين تشيع ثابت و جازم است و به مردم بىآزار است . با آنكه رتبهى شامخه دارد ، خيلى بىادعا است و ساده حركت مىكند . وقتى ، از براى بناى بزرگى چندين خروار آهك از كورهپزخانه براى او آورده و در ميدانى ريخته بودند . سگى به آن آهكها شاشيد ؛ وى مستحضر شد . از تقدس حكم كرد كه تمام آهكها را دور ريختند ، و آنها را از تقدس به كار بنايى نرسانيد .
لكن ، وقتى هم با اين تقدس مأمور شد كه به خراسان رفته ، با كميسيون دولت روس تعيين سرحد خاك ايران و روس كند ، در روزنامهى فارس شرحى مبسوط نوشته ديدم ؛ و از مردمان با اطلاع شرحى شنيدم كه : محمد صادق خان امين نظام مبالغى گزاف از دولت روس گرفته و مقدارى از خاك ايران را به روس واگذار كرده و تصديق داده است . از بس متواترا اين قضيه را شنيدهام ، قدرى باور كردهام . ولى ، بر من ثابت نيست . لكن ، بسيار
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 422
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٢٢