وزير لشكر است كه در كار وزارت خارجه بصيرتر از جميع اهل ايرانند و با هيچ صدارتى مخالفت ندارند . لهذا ، اين كار به ايشان واگذار شد . « عرف الخير اهله فتقدم . » جناب مشير الملك يكى از آن دو سه نفرى است كه من در جميع وزراء ايران ، ايشان را درست ديدهام . مرحوم مشير الدوله هم از آدميان خوب روزگار بود ، كه شرح حال او را در ضمن مرحومين مىنويسم . دستخطى كه دربارهى وزارت خارجهى جناب ميرزا نصر اللّه خان مشير الملك ، وزير لشكر ، شرف صدور يافته و به لقب مشير الدوله نايل آمده ، از قرار ذيل است : -
« چون خدمت جليل و شغل نبيل وزارت امور خارجه از خدمات عمدهى منيع و اشتغال مهمهى رفيع دولت ، و اسباب حفظ حقوق مقدسهى دولت و ملت ، و مدار وقايهى اتحاد اين دولت جاويد بنياد با جميع دول معظمهى كامل الوداد است ؛ و بايد كسى مرجع اين خدمت و مورد اين درجه و رتبت و مشمول اين مرحمت شود ، كه در دولتخواهى و غيرت و كارآگاهى و فدويت بين الامثال و الاقران به معرض انتخاب و امتحان آمده ، فدويت و بصيرت و صداقت او به معرض شهود و ثبوت رسيده باشد ؛ ميرزا نصر اللّه خان وزير لشكر علاوه بر آنكه در پيشگاه حضور ما به معرض امتحان آمده و محل كمال وثوق و اعتماد و اطمينان ما گرديده ، از بدايت عمر در ادارهى وزارت امور خارجه مصدر خدمات عمده بوده ، دلايل قابليت و لياقت خود را در هر موقع ظاهر و آشكار نموده است ؛ لهذا ، به تصويب جناب اشرف صدراعظم او را به خدمت رفيع و شغل نبيل وزارت امور خارجه سرافراز و به اين مرحمت و اعطاء لقب مشير الدوله قرين عز افتخار و امتياز فرموديم ، كه من بعد دقايق و نكات فدويت و دلايل و علامات صدق و غيرت خود را به معرض شهود آورده ، آن طورى كه سزاوار است ، به مقتضيات جاننثارى اقدام و بر مراحم مخزونهى ما بيفزايد . و به صدور اين دستخط مقرر مىفرمائيم كه : عموم وزراء عظام و چاكران دربار سپهر احتشام ، او را وزير امور خارجه دانسته ، فراخور آن محترم دارند . شهر ربيع الثانى ، تنگوزئيل 1317 . »
بعد ، لقب مشير الملكى بعد از چندى به پسر جناب مشير الدوله ، وزير امور خارجهى حاليه ، مرحمت شد . و من اسم آن پسر را نمىدانم ، و چندان اهميت ندارد كه صبح اسم پسر او را تحقيق كنم . مورخين هم اسم و رسم پسر او را خواهند نگاشت . من همينقدر دانم كه : يك روز ، اين جوان را در دربار ديدم كه بعضى نوشتجات پيش صدراعظم آورد و بهطور درستى ايستاده ، بعضى سؤالها كرد و جوابها شنيد و رفت . اين جوان را ديدم كه ظاهرا خيلى ناقص است و از طرز ايرانىها اطلاع ندارد . اما ، خيلى باطنا كامل است كه درستكار است و نيكو صحبت كرد . ولى ، من از غيب خبر مىدهم و همينقدر گويم كه : اين پسر در ايران مثل پدر نخواهد شد ؛ مگر آنكه ، خارجه به داخلهى ايران تسلط پيدا كند .
چون وزارت خارجه با جناب مشير الملك ، وزير لشكر ، شد و او لقب مشير الدوله يافت ، لازم بود كه وزارت لشكر به يكى از وزراى بزرگ داده شود ؛ لهذا ، وزارت لشكر به ميرزا محمد على خان قوام الدوله ، وزير گمركات سابق - فرزند مرحوم ميرزا عباس خان قوام الدوله ، وزير امور خارجهى سابق - كه شرح حال هردوشان در پيش مسطود
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤١٤