چون ناظم الدوله را از حكومت تهران معزول ساختند ، محض آنكه او خفيف نباشد و ترفيع مقام او در انظار وزراء معلوم گردد ، اين دستخط دربارهى او صارد شد كه وزراء برترى و رفعت و تقرب او را در نزد سلطان بدانند . ولى ، او در اين منصب رتق و فتقى نداشت . پس از چند روز كه اين دستخط مبارك دربارهى ايشان شرف صدور يافت ، بنده به ديدن ايشان رفتم و تهنيت گفتم . مجلس خلوت بود . خود او اظهار داشت كه :
« مزاج من عليل است و چندان قيد به كار ندارم . اما ، دولت محض اظهار مرحمت به من ، گاهى ايالت فارس را به من مىدهد و گاهى حكومت تهران را . و من سالها در فن ديپلوماسى مشق كرده ، متصل اهل اصلاح و سلامت نفس و ملايمت طبع بوده ، از خشونت كناره داشتهام . حكومت كه لازمهاش خشونت و تهور و زدن و بستن است ، از من برنمىآيد .
لهذا ، من در ايالت فارس و حكومت تهران ، مهمل و بىكفايت محسوب مىشوم . و حال آنكه ، بىكفايت نيستم ؛ قصدم اصلاح و مردمدارى است . پس ، به من حكومت دادن غلط است . من بايد از براى خدمات ديگر منتخب شوم ، كه اصلاح ذات البين باشد . » بارى ، پارهيى صحبتهاى خوب در ميان گذشت كه شرح آن لزومى ندارد . بايد از تحقيق گذشت و به سر تاريخ رفت .
در اين ماه ربيع الثانى هزار و سيصد و هفده ، جناب غلامحسين خان وزير مخصوص كه سابقا در نبودن صدارت ، وزارت دربار اعظم داشت ، برحسب تصويب جناب مستطاب اشرف امجد آقا ميرزا على اصغر خان صدراعظم ، به وزارت عدليهى عظما منصوب و سرافراز گرديد . و سواد دستخط مبارك كه در اعطاء اين منصب دربارهى ايشان شرف صدور يافته ، از قرار ذيل است : -
« جناب اشرف صدراعظم ! از آنجا كه ديوانخانهى عدليهى اعظم مدار ايفاى لوازم عدل و داد و مركز احقاق حقوق عباد ، و محل اغاثهى ملهوفين و اعانهى مظلومين و مقام اجراء احكام شرع مبين است ؛ و بايد كسى از فدويان دربار معدلت آثار به خدمت اين وزارت قرين انتصاب و افتخار گردد ، كه به تدين و دولتخواهى معروف و به صفات بىغرضى و كارآگاهى موصوف ، و در خدمات دولت و وقايهى حقوق ملت مجرب و از هرگونه ريب و عيب مهذب باشد ؛ و غلامحسين خان امين خلوت ، وزير مخصوص و وزير دربار ، از زمان صباوت در خدمات مخصوص سلطنت تربيت يافته و در اشتغال به هرگونه از خدمات به مرحلهى صدق و ديانت شتافته ، و كفايت و لياقت او كاملا در حضور ما به معرض شهود و ظهور رسيده و محل كمال اعتماد و وثوق ما گرديده است ؛ لهذا ، به تصويب آن جناب اشرف او را به خدمت وزارت ديوانخانهى عدليهى كل ممالك محروسهى ايران سرافراز و به اين خدمت بزرگ قرين عز افتخار و امتياز فرموديم ، كه در اجراء تكاليف منيف اين خدمت شريف مطابق قانون شرع و عدل مساعى موفوره به عمل آورده ؛ در تمام دعاوى و مسائل ما بين خواص و عوام و محاكمات عموم انام رشتهى احكام شريعت را محفوظ و قوانين عدالت را ملحوظ داشته ، بر رضا و اعتماد و وثوق خاطر ما نسبت به خود بيفزايد . مقرر آنكه : تمام وزراء عظام و چاكران دربار سپهر احتشام او را وزير مستقل ديوانخانهى عدليهى اعظم دانسته ، او را محترم و هرگونه امور و دواعى شرعيه و عرفيه را به او مرجوع دانند . شهر ربيع الثانى 1317 . »
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤١٢