من كه از ايشان رنجش دارم ؛ اما ، تاريخ را بايد صحيح نوشت . به خداى احد و واحد قسم ، كه در دورهى خود چندين نفر وزراء لشكر ديدم ؛ اما ، هيچكدام درستكارتر از جناب قوام الدوله نبودهاند . از براى نفع دولت ايران ، بهتر از اين وزير لشكر ديگر ديده نخواهد شد . در عهد خود ، نگذاشت كه يك برات غلط صادر شود و به خرج كتابچهى ولايات تغيير و تبديلى نداد . دينارى از مردم به رشوت نگرفت و به دزدى و تقلب به احدى چيزى نداد . من به يكى از سركشان دفتر لشكر ، كه با من خصوصيت داشت ، گفتم :
« فلان قدر از من بگير و محضا لله در حق فلان ضعيف الحال جيرهى قشونى برقرار كن ! » گفت : « فلانى ! در اين دوره معافايم دار ، كه بايد به عصا راه رفت ! » به ديگرى گفتم كه :
« فلان خويش خود را در دفتر لشكر كار رجوع كن ، كه فايدهى برد ! » به من گفت : « صبر كنيد كه قوام الدوله معزول شود تا ما بتوانيم دستى از آستين بيرون آريم ؛ حالا جز درستى چيزى نيست ! »
سابقا ، در وزارت لشكر بسى تقليات بود كه وزارت دفتر استيفاء مجبور به امضاء آن است ، و نمىتواند مخالفت با وزارت لشكر كند . و در وزارت لشكر ، بسى دزدىها است كه وزارت دفتر ملتفت نمىشود ؛ و اگر سررشتهدار كل استيفاء ملتفت شود ، محض نان قرض دادن ، با سررشتهدار كل دفتر لشكر همراهى مىكند و سخنى نمىگويد . جناب امين الدوله اين مطلب را در صدارت خود درست ملتفت شده ، گفت : « حسين و عباس ، هردو برادر ، يك دفعه به ميدان رفته و غارتها كردند ! » معنى اين كلام را آيندگان نمىدانند . اهل اين زمان هم جز چند نفر بيشتر ، نخواهند دانست . اما ، بعضى كه ملتفت شوند ، مىدانند كه امين الدوله چه گفته . و من محض اينكه مردم با من دشمن نشوند ، توضيح مطلب نكردم . اهل دل خواهند دانست كه من چه نوشتهام .
خلاصه ، دفتر لشكر كه معدن تقلب است ، در دورهى اين وزير لشكر ، ابدا اهالى نتوانستند تقلبى كنند و وزير لشكر خود را بىدخل كرده ، نگذاشت كه خيانتى واقع شود . سابقا ، هر وزير لشكرى خود را تابع و فرمانبردار سپهسالار و وزير جنگ دانسته ، احكام او را اطاعت مىنمود كه در حق فلان اجنبى برات جيره صادر كند ، و دربارهى فلان مواجب سلطانى برقرار سازد و در بودجهى نظامى بنويسد . اما ، اين وزير لشكر ابدا خود را تابع وزير جنگ ندانسته ، خود را مستقلا وزير لشكر دولت مىدانست . لهذا ، هر حكمى كه از وزارت جنگ صادر مىشد كه دربارهى كسى برات جيرهيى صادر شود ، قبول نمىكرد . تداركات قشونى را كه مأخذ صحيحى نداشت ، برات صادر نمىكرد . و در بعضى مخارج وزارت جنگ در مصارف قشونى ، ايراد وارد مىآورد ؛ و صريحا بدون ترس ، عريضهى شكايت به حضور سلطانى مىنگاشت . ولى ، به قطع مرسوم سابقين متعرض نمىشد و بدنفسى نمىكرد . در دورهى خود ، فوق العاده نگذاشت كه به تقلب برات صادر شود و به خزانهى دولت ضرر وارد آيد . همينقدر گويم كه : اين وزير لشكر از براى نفع دولت ، بهترين وزراء بود . بقيهى شرح كارهاى او از خوب يا بد ، ان شاء اللّه ، در ضمن وقايع سنوات آتيه نوشته خواهد شد .
در ماه ربيع الثانى اين سال هزار و سيصد و هفده ، ميرزا نصر اللّه خان دبير الملك ،
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤١٦