تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
است ، واگذار گرديد . برحسب صوابديد يا پليتيك صدارت ، كار وزارت لشكر به عهده‌ى قوام الدوله واگذار شده . و سواد دستخط همايون كه از قرار ذيل است ، چنين شرف صدور يافته است : - « چون اهميت خدمات وزارت دفتر لشكر در نظر انور ما هويدا و لزوم توجه همت مخصوص به انتظام و قوام آن آشكارا ، و خاطر ما به انتخاب شخصى به محاسبات بصير و از دقايق دفاتر لشكر و كشور جازم ، و حسن ترتيب و اداره‌ى اين وزارت بر ما لازم است ؛ و ميرزا محمد على خان قوام الدوله از بدايت عمر در اين خدمات مهمه بوده و همواره در هر موقع و مقام مراصل صداقت و فدويت پيموده ، و لياقت و قابليت خود را در هر خدمت ظاهر نموده ، و از حسن جان‌نثارى و خدمتگزارى بر وثوق و اعتماد مخصوص ما نسبت به خود افزوده است ؛ لهذا ، به تصويب آن جناب اشرف او را به منصب جليل وزارت لشكر سرافراز و قرين عز امتياز فرموديم ، كه در ملزومات و مقتضيات و متعلقات خدمت وزارت لشكر مساعى جميله نمايد و بر اعتمادات مكنونه‌ى ما نسبت به خود بيفزايد . آن جناب اشرف مراتب را به عموم وزراء عظام و اهل نظام و غير نظام ابلاغ ، و به تمام لشكرنويسان محروسه اعلام نمائيد كه او را وزير لشكر مستقل دانسته ، تكليف خود را اطاعت امر و نهى او بدانند . شهر ربيع الثانى 1317 . » « عيب مىجمله بگفتى ، هنرش نيز بگوى . » از جناب ميرزا محمد على خان قوام الدوله اغلب مردم بد مىگويند ، كه از آن جمله ، يكى « گردون » است . بنده هم رنجش دارم ؛ اما ، بدگويى را خوش ندارم . به بنده كارى كه كرده است اين است كه : علاوه بر مواجبى كه به خرج ولايات داشتم ، ماهيانه‌يى هم در عهد شاه شهيد از خزانه مىگرفتم . چون دوره‌ى مظفريه رسيد ، هركس كه مواجب و ماهانه‌يى بىفرمان داشت ، خواست از اين دولت مظفريه تحصيل سندى كند . وزارت ماليه در باب من ، حكم صحت محل داد . چون عمل صرف جيب جزء ادارات جناب قوام الدوله بود ، در عمل بنده حضورا قدرى ايراد كردند ، و ثانيا از وزارت ماليه حكم خواستند كه صحت اين عمل را مرقوم دارند . من اين مطلب را به جناب نظام الملك ، وزير ماليه‌ى سابق ، اظهار كردم . از سختگيرى قوام الدوله بدشان آمد ؛ فرمودند كه عريضه به شاه بنويسم و تفصيل مطلب را بنگارم . خودشان هم شرحى در تصديق بنده به حضور همايونى عرض كردند . دستخط مبارك صادر شد كه نصف اين ماهانه برات صادر شود . بنده ماهانه را بردم ؛ لكن ، سالى شصت تومان از ماهانه‌ى من كسر شد . ولى ، من مشعوف گشتم كه باز دچار ايرادهاى قوام الدوله واقع نشدم ؛ سالى دويست تومان كسر محل از براى من هموار بود ، چه رسد به شصت تومان كه در يك شب بايد به فاحشه داد . خلاصه ، جناب قوام الدوله قدرى سخت است و بدمحضر است ؛ كه هنوز مردم را نشناخته و حد هركس را ادا نكرده ، از حد خود تجاوز مىكند . در دوره‌ى وزارت گمركات ايشان هم ، اغلب مردم از دير رسيدن حقوق خود شاكى بودند ؛ اما ، اغلب هم سخنان مهمله مىگفتند . در دوره‌ى او ، حقوق كسى عيب پيدا نكرد . ولى ، شكايت‌هاى او را از قول ديگران قدرى نوشتم و قدرى از آن هم صحيح است . اما ، در اين وزارت لشكر ايشان شرحى بنگارم ، كه حقيقت حال او معلوم شود .