تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
تفنگدار باشيگرى ، جزء اداره‌ى نواب و الا شاهزاده سلطان عبد المجيد ميرزاى عين الدوله بود . به استدعاى ايشان ، رياست اين كار به عهده‌ى اميرزاده سيف الملك ، امير تومان - فرزند نواب و الا شاهزاده امير خان سردار معظم ، وزير جنگ - ، برادر زاده‌ى خودشان ، واگذار گرديد . در ماه ربيع الثانى اين سال هزار و سيصد و هفده ، رياست مجلس محترم دار الشوراى كبرا به عهده‌ى جناب ميرزا اسد اللّه خان ناظم الدوله طباطبايى ، حاكم سابق تهران ، سفير كبير سابق اسلامبول ، واگذار گرديد . و سواد دستخط همايون كه در اين باب شرف صدور يافته است ، از اين قرار است كه در چند جزء قبل هم نوشته شد : - « جناب اشرف صدراعظم ! چون اداره‌ى مجلس محترم دار الشوراى كبرا از ادارات معظمه و امورات مهمه‌ى دولت قوىشوكت ، و فى الحقيقه نظم صورى و معنوى دولت و ملت ، و مقام حل مسايل معضله و مشكله ، و برترين مصادر رموز دولتى و بالاترين مواقع ظهور خير و صلاح ملت ، و مخصوصا محل دقت نظر همايون ما است ، و بايد كسى را به رياست اين مجلس محترم بگماريم كه در حقيقت در آن مجلس به جاى يد قادر و عين ناظر خود بگذاريم ، و به تمام صفات جان‌نثارى متصف و دقايق امور دولتى و خدمتگزارى آگاه و واقف و محل وثوق و اعتماد باشد ؛ لهذا ، ميرزا اسد اللّه خان ناظم الدوله را كه داراى اين صفات و مجرب و مهذب و محل اقصى درجه‌ى اعتماد ما ، من جميع الجهات ، مىباشد ، به رياست مجلس دار الشوراى كبرا منتخب و منتصب فرموده . به صدور اين دستخط مرحمت نمط خودمان ، بر مدارج ارتقاء شئون چاكرى او افزوديم ؛ كه در اين خدمت جليل الشأن ، حق دولتخواهى را ادا و لطايف و دقايق بصيرت و لياقت و كارآگاهى خود را ايفاء نموده . به‌طورى كه صلاح داند ، در ترتيب اعضاء اين مجلس والامقام ، از وزراى عظام و غيرهم ، اقدامات وافيه نموده . در ايام معينه ، مجلس را تشكيل نموده و مصالح دولت را از نتايج عظيمه‌ى مسحسنه‌ى مجلس به مقام اجرا گذاشته ؛ ما را ، از يد مماسبق ، مسرور و راضى سازد . و كل وزراى عظام و چاكران دربار ابد ارتسام ، او را فراخور اين منصب جليل بزرگ و محترم دارند . شهر ربيع الثانى 1317 . » چنين دستخطى كه آب و تابش فراوان و شد و مدش بىپايان و كر و فرش بيحد و بىمر است ، درباره‌ى جناب ناظم الدوله شرف صدور يافت ؛ ولى ، نتيجه‌يى به ظهور نرسيد . جناب ناظم الدوله ابدا به دربار نيامد و مجلس دار الشورا ترتيب نداد كه وزراء را در شورا حاضر كرده ، به حل و عقد امور و حفظ مصالح جمهور پردازد . از آنكه ، مىدانست با بودن صدراعظم ، ديگر رياست دار الشورا و وزارت دربار اعظم يا منصب وزارت داخله مهمل است . دولت وقتى كه صدراعظم داشته باشد ، كارها به رأى او مىگذرد ؛ ديگر مشورت وزراء لازم نيست . پس ، رياست دار الشورا هم لفظى بيمايه است ؛ و وزير دربار اعظم بودن يا وزير داخله شدن ، فايده و معنى ندارد . اين سه منصب وقتى معنى دارد ، كه صدراعظمى در كار نباشد ؛ تا رئيس شورا يا وزير دربار يا وزير داخله ، مداخله‌يى در امور داشته باشد . ولى ، چون صدراعظمى در كار باشد ، آب نهرها در نزد او است . آن وقت ، منصب رياست شورا و وزارت دربار و وزارت داخله ، مثل سنگ آسياب است كه بىآب باشد ؛ و آن وقت گردش و اثر ندارد .