ديد كه از پنج ولايت ، پنج بلوك و ناحيه مجزا كند ؛ و آنها را در تحت يك ادارهى حكومتى قرار دهد ؛ و شاهزاده دارا را به حكومت آنجا فرستد كه بيكار نماند . به اين جهت ، از شهر قزوين و گروس و همدان و آذربايجان و فلان ، بلوكى مجزا كرده ؛ جزو زنجان كرد و شاهزاده دارا را به حكومت آنجا فرستاد . به اين جهت ، اين ولايت به خمسه ناميده شد . و پاتخت خمسه ، زنجان است . و شاهزاده دارا كه در اين عصر از پيشخدمتان حضور همايونى است ، از نوادهى آن دارا است .
روز يكشنبه ، بيست و نهم ذى الحجه ، باز موكب همايونى در زنجان توقف فرموده ، به بعضى كارها رسيدگى كردند .
دوشنبه ، سلخ ذى الحجه الحرام هزار و سيصد و هفده ، كه آخرين روز تاريخ اين جلد است ، بندگان اقدس اعلا با اردوى همايونى از زنجان حركت كرده ، به طرف « نيكپى » روانه شدند . مسافت راه شش فرسنگ است . و زمين نيكپى ، دويست و چهل متر از تهران بلندتر است .
بقيهى شرح مسافرت بندگان اقدس همايون را به اروپ ، در ضمن وقايع سنهى آتيهى هزار و سيصد و هيجده ، ان شاء اللّه ، خواهم نگاشت . و بعد كه به سلامتى از اروپ به ايران تشريف بياورند ، البته شرح مسافرت خود را مرقوم داشته و در تهران چاپ خواهد شد . هركس درست خواهد آگاهى از جزيى و كلى اين سفر پيدا كند ، رجوع به سفرنامهى همايونى كند كه ، ان شاء اللّه ، بعدها به حليهى طبع خواهد رسيد . من فقط ، روزبهروز ، همان قدر مىنويسم كه بندگان اقدس همايون در چه منزلى بودهاند ؛ ديگر شرح و بسط نمىدهم . و بيش از اين هم از اردوى همايونى به من خبر نمىرسد ، كه مفصلا بنگارم .
هروقت كه سفرنامهى همايونى چاپ شد ، همهكس بر جزئيات و كليات وقايع اين سفر مطلع خواهد گرديد .
باب دوم در ذكر اسامى و تعرفهى اشخاصى است كه در اين سال هزار و سيصد و هفده ، به وزارت و پيشكارى ايالات يا به حكومت ولايات يا به رياست ادارات و بيوتات دولتى نايل شدهاند .
ايالات كرمان به جناب حسن على خان اميرنظام ، پيشكار سابق آذربايجان ، واگذار گرديد .
رياست مخزن تداركات عسكريه به عهدهى اعتصام السلطنه ، فرزند دوستمحمد خان معير الممالك بن مرحوم دوستعلى خان مير الممالك ، وزير خزانهى سابق ، واگذار گرديد . اعتصام السلطنه از جوانان بسيار نجيب و صحيح ايران است ، و خاندان ايشان به بزرگى معروف هستند .