سيم اين تاريخ را به دقت خوانده و اين جلد را هم خواهند خواند ؛ با اين حالت ، از امين الدوله ، صدراعظم سابق ، هم بد ننوشتم . هرچه نگاشتهام ، حقيقتنگارى كردهام . حال هم حقيقتنگارى مىكنم ، و صريحا مىگويم كه : جناب مستطاب اشرف امجد آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، صدراعظم دولت ماضيه و صدراعظم حاليه ، از براى شاه ايران و اهل ايران ، جز يك خبط بيشتر كارى نكردهاند ؛ و آن خبط ، قبول كردن انحصار دخانيات به ايران در زمان شاه شهيد بود كه به ضديت وزراى ايران اين كار را كرده و تاكنون دولت ايران را به قرض انداخته و كنون هم مشغول قرض كردن هستند .
« القرض يورث القرض » ؛ قرض باعث سرشكستگى است .
پس ، كنون كه صدقنويسى من معلوم شد ، حال عرض مىكنم كه : اين شاهنشاه ، عادل و باذل است ؛ و در اين دو صفت ، بر پدر و اجداد خود ترجيح دارد . هرچه مىخواهند ، مىدهند . و ابدا ، مثل ساير سلاطين ، هريك از وزراء و امراء كه بميرند ، او ثلث مال آنها را ضبط نمىكند ؛ و در اين دو فقره بسى همراهىها كرده است .
« تا درخت دوستى كى بردهد * حاليا رفتيم و تخمى كاشتيم »
بيش از اين ، شرح نبايد نگاشت و نبايد سرود ياد مستان داد ؛ و الا ، مىنوشتم كه بعد از اين مردم چه تلافى خواهند كرد . عون الهى و لطف شاهنشاهى با من است . به خدا متوكلم و به پيشوايان دين متوسل . حال ، به سرمطلب برويم .
اين ايام ذى القعده ، جناب مشير السلطنه ، وزير خزانه ، همهروزه به اداى مواجب و مرسوم مىپرداختند . به اين جهت ، در بازار ، دادوستد فراوان گشته و پول به دست همهكس آمده است .
روز چهارشنبه ، نوزدهم شهر ذى القعده ، به محاسبهى زيج « الغبيگ گوركانى » ، يك ساعت و چهل و شش دقيقه از روز گذشته ، تحويل شمس به برج حمل مىشد . به رسم مقرر ، مجلس سلام خاص در تالار موزهى مباركه شرف انعقاد يافت . جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم و بسيارى از علماء و شاهزادگان عظام و وزراء فخام و امراء و سرداران كرام و مستوفيان و الا احترام و لشگرنويسان با احتشام و ساير طبقات مخصوصهى خدام و ساير اعضاء وزارتخانهها و دواير دولتى ، با البسهى رسميه ، به رقعهى دعوت جناب مستطاب قطب الاقطاب وزير تشريفات ، در سلام حاضر شده ؛ هريك به ترتيبى معين جلو آمده ، از دست مبارك شاهانه اخذ عيدى كردند و كيسه دو هزارى طلا و شاهى سفيد نقره ربودند . الحق ، جناب مستطاب وزير تشريفات در نظم مجلس و ترتيب طبقات و حسن سلوك با مردم ، چقدر زحمت كشيده بود ، كه عالى و دانى همه راضى بودند و مداح گشتند .
شب پنجشنبه ، بيستم ، كه دويمين شب عيد نوروز بود ، در خيابان باب همايون و پاى سر در الماس ، چراغان و آتشبازى و شليك بهعمل آمد .
روز پنجشنبه ، بيستم ذى القعده باز مجلس سلام خاص و عام ، به رسم معمول ، در سراى سلطنت منعقد گرديد . قبل از ظهر ، تمام سفراى خارجهى مقيمين تهران براى عرض تهنيت با جناب مشير الدوله ، وزير امور خارجه ، و بعضى از رجال معظم به اتفاق