خلاصه ، اين چهار كرور حقوق كه به دست نوكر رسيد ، آنها قروض خود را دادند و به كسبهى بازار ديون خود را پرداختند ، و اسباب خريدند . براى تجار و كسبه هم اسباب دخل و آسايش فراهم آمد . از امروز ، مردم بسى شاهپرست شدند كه حقوق ايشان پرداخته شد . ولى ، تا ديروز ، بسى طنز و طعن داشتند . الحق ، جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم دولتخواهى كرده ، دولت و رعيت را آسوده ساختند .
روز چهارشنبه ، بيستم شوال المكرم برحسب استدعا و دعوت شاهنشاهزادهى مفخم ، نواب مستطاب و الا ، شاهزاده ملك منصور ميرزاى شعاع السلطنه ، فرزند برومند سلطنت ، بندگان اقدس همايون از اول روز تشريففرماى منزل ايشان ، كه وصل به سراى سلطنت است ، شدند . جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم و شاهزادگان عظام و وزراء بزرگ و امراء سترگ ، حضور داشتند . ناهار و فواكه عصر و چاى در آنجا صرف شد . بندگان اقدس همايون صدراعظم را مخاطب ساخته ، از لياقت و كفايت حضرت و الا شعاع السلطنه شرحى بيان فرمودند . در آن روز ، به وجود مبارك بسى خوش گذشت . هنگام عصر ، به سراى سلطنت عظما رجعت فرمودند .
در اين ايام ، غالبا بندگان اقدس همايون در مركز خلافت عظما تشريف دارند و به مهمات امور رسيدگى مىفرمايند . چند روزى هم ، محض تفنن و تفرج به باغ شاه ، كه پيوسته به پشت دروازهى دار الخلافه است ، تشريففرما شده ؛ خواص خدمتگزاران التزام ركاب داشتند . روز پنجشنبه ششم ذى القعده ، معاودت به مقر سلطنت عظما فرمودند .
در اين تاريخ ، متصل نبايد صحبت از دربار و رفتن به شكار كرد ؛ گاهى هم بايد مطالب ژغرافيايى و تاريخ پيشينيان را كه نزديك به اين عهد بودهاند نگاشت ، كه مزه و نمكى در كار پديد آيد . بهطور اختصار ، همين قدر گويم كه : اين باغ شاه ، از بناهاى شاهنشاه شهيد سعيد ناصر الدين شاه ، طاب ثراه ، پدر بزرگوار بندگان اقدس همايون ، است كه در پشت دروازهى مغربى تهران احداث كرده و بسى غرس اشجار و ساختن ابنيههاى بلند و جزيره و حياض و احداث خيابانهاى خوب كرده ؛ كه از هرجا ، گلهاى رنگارنگ دميده و از هر سو ، آبهاى صافى روان است و از ميان جوىها ، فوارهها بيرون آورده ، آبها جارى و سارى است . اين كارها از غرايب نيست . اثر بزرگ غريبى كه در اين باغ است : مجسمهى خود ناصر الدين شاه است كه بر روى اسبى ، با هيكلى پرشكوه ، چنان كه او را همانطور ديده بودم ، نشسته و اسب به جست و خيز است . در آخر اين باغ ، حوضى بزرگ ساختهاند ؛ در وسط آن حوض ، سكويى بزرگ كه تقريبا يك ذرع و نيم از آب حوض ارتفاع دارد . روى آن ، در اطراف سنگها گذاشتهاند كه دورادور آن حوض ، شرح اين مجسمه را نوشته و نقارى كردهاند . در روى سكو ، از فلز اسبى را به تجسم درآوردهاند ؛ كه روى آن اسب ، ناصر الدين شاه به هيكل مخصوص خود نشسته و با كمال عظمت و مهابت است و شمشيرى آويزان دارد و در پاى او چكمه است . عيبى كه در اين مجسمه است ، اين است كه : پاهاى ناصر الدين شاه ، طاب ثراه ، بلندتر از اين بود ؛ در اين مجسمه ، پاها را كوتاه كرده است .
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٠٠