شرحى كه در دور سنگ نقارى شده است ، از اين قرار است . - و هيچيك از مورخين آن زمان و اين زمان ، اين شرح را ضبط نكردهاند . و من ديدم كه چندين سال ديگر ، به مرور دهور ، اين حكاكى و نقارى سنگها محكوك مىشود و آيندگان از خواندن اين سطور عاجز مىشوند ، و از اصطلاحات اين زمان مطلع نيستند ؛ لهذا ، « على العمياء رمية من غير رام » ، شرحهاى غلط مىنگارند . به اين جهت ، من شرح آن نقارى كه در دور سنگ در باب اين مجسمه شده ، مىنگارم . خود مخصوصا چندين بار به اين باغ آمده ، يك دفعه ميل كردم كه اين شرح را ثبت كنم . دستم رعشه داشت و نمىتوانستم درست چيزى بنويسم .
يكى از شاهزادگان بزرگ كه با من لطفى داشت و مورخ بود ، محض همراهى بنده ، به خط خود اين شرح را نوشته ، به من داد . و باهم مقابله كرديم و به صحت اندر بود . و آن اين است : -
« در سال صدم سلطنت قاجاريه ، و چهلم سلطنت سلطان ابن السلطان ابن السلطان ناصر الدين شاه قاجار و امپراطور كل ممالك ايران ، كه درجهى عدلش به كمال رسيد و سبب امنيت طرق و شوارع و آسودگى رعيت گرديد ، كار هنر و صنايع بالا گرفت و آثار بزرگ به ظهور رسيد ؛ ازجمله : مسافرت به عراق عرب و فرنگستان ، و طلا نمودن گنبد مطهر عسكريين و حضرت عبد العظيم ، عليهم السلام ، و داير شدن خطوط تلگراف به تمام ايران ، و ظهور صنعت عكس ، و تكميل ادارهى پست و مريضخانه و پوليس و ضرابخانه ، و افتتاح نمونهى راهآهن ، و تأسيس مدرسهى نظاميه و چراغ گاز و برقيه ، و تكميل صنعت توپ و تفنگ و آلات حربيه ، و احداث باغات و خيابانها و بناهاى عاليه ، و ساختن راههاى صعب الامور ، و وسعت شهر دار الخلافهى تهران ، و ايمن ساختن عموم رعايا و تبعهى ايران را به مال و جان خود به همت بلند شاهانه ، و ازدياد اراضى و ممالك بر مملكت ايران از طرف بلوچستان و سيستان و استرآباد و خراسان . و در زمان وزارت جنگ حضرت و الا كامران ميرزا نايب السلطنه ، امير كبير و حكمران دار الخلافهى تهران ، و وزارت اعظم جناب مستطاب امين السلطان ، وزير دخله و ماليه و دربار ، به اهتمام جناب جلالتمآب آقا رضا خان اقبال السلطنه ، وزير قورخانهى مباركه و پيشخدمت خاصه و جنرال آجودان مخصوص همايونى ، اين مجسمه به يادگار و برقرار شد . به تاريخ هفتم شهر محرم الحرام ، مطابق سال سيچقانئيل ، سنهى يك هزار و سيصد و شش هجرى ، در قورخانهى مباركه صورت اتمام پذيرفت ؛ 1356 . »
و من گويم كه : اين مجسمه از آثار بزرگ است . در دورهى شاه شهيد ، اجزاء قورخانه اين مجسمهى به اين عظمت را ساختند و نيكو از عهده برآمدند . ولى ، در اين دوره ، اين شاهنشاه عادل باذل خواست مجسمهى خود را اجزاء قورخانه بسازند ؛ از عهده برنيامدند و گفتند : « ما را قوهى ساختن نيست . بايد فلان اسباب را از فرنگ براى ما حاضر كنيد ، تا چنين مجسمهيى بسازيم . » اولياى دولت از بس در ترويج هنر ايرانيان مايل نيستند ، به حضور مبارك شاهانه عرض نكردند كه بايد اسباب اين كار را فراهم آورد ؛ لهذا ، كار به اهمال گذشت . افسوس كه اين مقربان فكر دخل خود هستند ، ديگر به ترقى مردم هنرمند نمىكوشند . و من در اين تاريخ ، اشارتى كردم كه اين خسرو عادل
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٠١