يا ايجاد راهآهن و ساير اصلاحات مملكتى برسانند . و قدرى را هم تهيهى سفر اروپ كنند كه بندگان اقدس همايون عزيمت سفر فرنگ دارند . و عما قريب كه حركت مىفرمايند ، شرح آن را خواهم نگاشت . كنون ، شرح پرداختن حقوق طبقهى نوكر را مىنگارم .
از هيجدهم شوال ، حكم صادر شد كه هرچه برات مواجب به دست مردم از كشورى و لشكرى است ، بپردازند . جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم ، محض آنكه اجزاء خزانه برات مردم را كسر نكنند و به وجه كمى خريدارى ننمايند ، مقرر داشت كه هركس برات دارد و برات خود را نزد جناب آقا ميرزا شفيع خان مستشار الملك ، وزير سابق خراسان و فارس ، و نزد جناب آقا ميرزا محمد حسين مستوفى ، سررشتهدار كل دفتر ايران ، و نزد جناب آقا ميرزا على رضا مستوفى خزانه و ضابط اسناد دولت و نزد آقا ميرزا سيد عبد اللّه مستوفى ، نويسندهى شخصى خود ، برده ؛ اين چند نفر آن برات را به رديف مهر كرده و صحت آن را نگاشته ، آن وقت از وزير خزانه اخذ تنخواه كنند . و مستشار الملك مردى درست قلم و نيكخواه و بىطمع و درستكار بود . مردم براتهاى خود را برده ، به مهر رسانيدند . و نيز جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم كه روزها جناب جلالتمآب مشير السلطنه ، وزير خزانه كه بزرگوار مردى است ، با اين چهار نفر با بودن خازن الممالك ، تحويلدار خزانه ، و ساير اجزاء در تالار تخت مرمر نشسته ، براتها را از مردم گرفته ، پول دهند . روزها ، در عمارت تالار تخت مرمر ازدحام و اجتماعى برپا بود . اين اشخاص بروات هذه السنه و بروات دو سال پيش را از مردم گرفته بدون كم و كسر ، اسكناس مىپرداختند . تقريبا تا چهل روز ، به اين كار مشغول بودند . روزى هزار نفر و هشتصد نفر و پانصد نفر و بسى كمتر ، به عمارت تالار تخت مرمر آمده ، بروات خود را به خازن الممالك مىدادند و مىرفتند . او در شب ، به اندازهى وقت و فرصت ، در طومارى ترتيب اسامى صاحب برات و مقدار وجه را نوشته ؛ روز ديگر اسامى را مىخواندند . هركس حاضر بود ، وجه او را با دستهى اسكناس بسته مىپرداختند . مردم بسى شعف داشتند . خازن - الممالك نهايت مهارت را به كار برد ، كه به غلط حقوق احدى مهمل و متروك نماند و كسى نتوانست تقلبى كند . او سالها در اين كار بوده ، همهكس را مىشناسد ؛ كس نمىتواند به او اشتباهكارى كند .
بروات هذه السنه را تمام پرداختند . از بروات سال گذشته ، به حكم دولت و به امر صدارت ، تومانى دو هزار كسر كردند ؛ و از بروات دو سال پيش ، تومانى چهار هزار تنزل دادند . و مردم بسى شادى داشتند و راضى بودند كه فقط امسال حقوق خود را بگيرند و از حقوق عقبمانده سنوات گذشته ، صرفنظر كنند . ولى ، دولت همراهى كرد و حقوق همه را پرداخت . اهل تهران دعاگو شدند ، و از خوش فطرتى و نيك ذاتى صدارت ممنون گشتند . كسانى كه اهل شورش و فساد و بدگويى بودند ، همه به شاهپرستى و دولتخواهى مايل شدند . من اهل مملكت را مىشناسم و مىدانم چه مىگويم و مىدانم چه مىگويند . اما ، بعضى مردم از بىصبرى شاكى هستند ؛ قدرى كه تأمل كنند ، كار اصلاح مىشود .
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٩٩