داشتند و برخى ، مثل زنان فواحش ، محض نظاره و تفنن حاضر شده ، نان مىگرفتند و ابدا استحقاق نداشتند . و باز بسى از زنان بيوه و مردمان با استحقاق در اين شهر تهران بودند ، كه ابدا به ميدان مشق حاضر نشده ، نان نمىگرفتند ؛ و به ذلت گذران مىكردند و به اسبابفروشى و قناعت و اظهار مطلب نزد اقوام ، حفظ آبرو مىكرده ، جان خود و اولاد را سالم مىداشتند .
پس از سه سال ، كار به سهولت گذشت ؛ حاصل به دست آمد . نان را خبازان روى بار الاغان كرده و زرورق چسبانيده ، به اطراف مىگذرانيدند . و من كه در آن زمان بچه بودم ، به خاطر دارم كه مردم شادىها داشتند و ديگر قحط و غلايى فراهم نبود . جز در اين دوره كه دولت و صدارت بسى همراهىها كرد كه كار سخت نگذشت ، نان يك من دو قران و يك قران نقلى ندارد . « 42 »
اگر بندگان اقدس همايون در قيمت گندم اينطور با خبازان و اهل شهر همراهى نمىكرد ، گرانى اين سه سال مثل گرانى دورهى شاه شهيد مىشد ، كه قيمت نان يك من پنج هزار مىرسيد و مردم بچه كش و بچهخوار مىشدند . حمد خداى را كه اين دو سال ، به خير گذشته است . اميد كه از گرانى به ارزانى رسيم .
در روز بيستم رمضان المبارك ، كه مقارن عيد ولادت « اسكار » پادشاه سوئد و نروژ بود ، بندگان اقدس همايون تلگرام تهنيتى براى او فرستادند و جوابى مبنى بر امتنان از آن پادشاه به حضور همايونى رسيد .
در بيست و پنجم رمضان المبارك ، كه عيد ميلاد « گليوم » امپراطور آلمان بود ، تلگراف تهنيتى به او زده شد و جوابى مبنى بر امتنان رسيد .
روز جمعه ، غرهى شوال المكرم ، كه عيد فطر است ، مثل ساير اعياد ، كه شرح آن را سابقا كرارا نگاشتهايم ، بعد از ظهر سلام عام در پيشگاه تالار مبارك شمس العماره در حضور همايونى شرف انعقاد يافت . شاهزاده يمين السلطان ايلخانى شرف مخاطب داشت .
دولت ايران در اين سنه ، چهار قسم قرض خارجه و داخله داشت كه ناچار بايد آنها را ادا كند : -
اول ، قرض « رژى » ، يعنى : ادارهى انحصار دخانيات ، بود كه ابتدا در دولت شاهنشاه شهيد سعيد ، پانصد هزار ليره بود و حالا چهارصد هزار ليره است . تقريبا ، . . .
كرور تومان مىشود و بايد تا سى سال با فرع صدى شش داده شود . يعنى : صد تومان كه از اصل داده مىشود ، شش تومان هم به فرع ادا گردد . و گمركات فارس و بنادر آن مملكت ، به ضمانت اين استقراض مقرر بود . و در هر سال ، قريب دويست هزار تومان از بابت اصل و فرع بايد داده شود . اين قرض از دورهى شاه شهيد سعيد ، براى ما ايرانيان بدبخت
هامش
( 42 ) - چندين سطر را قلم گرفته است ، بدين مضمون : « و از هوش خود يا سهو خود ، چنان مىبينم كه قيمت نان در ايران ، در سالهاى ارزانى به فلان قيمت رسد كه مردم بگويند : چرا افضل الملك از گرانى نان دورهى ناصريه و مظفريه شرحها نگاشته و تعجبها كرده است . من حالا مختصرا مىنويسم :
هرقدر تمدن در بلاد ايران زيادتر شود ، بر قيمت اشياء افزوده خواهد شد . اگر خواهم شرح آن بنگارم ، سخن به طول مىكشد . »