تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
رسيديم ؛ به خرابه‌ى قديم شهر شاپور برخورديم . در ميان اين خرابه ، آثار و ديوارى كه از سنگ‌هاى تراشيده ساخته بودند ، ديده مىشود . بلاشبهه ، مسكن پادشاه و عمارت سلطنتى اينجا بوده است . كازرون شهر كوچكى است ؛ اما ، بلانهايت آباد و خوش‌منظر و شكيل است . و در بازار كوچك اين شهر ، علاوه بر محصولات طبيعى و بومى ، از هر قبيل امتعه‌ى هندى و انگليسى يافت مىشود . در اغلب كوچه‌ها ، آب صافى در نهرها جارى است . و يك نوع همتى اهالى در تنظيف و تميزى شهر دارند ، كه در ساير شهرهاى ديگر ديده نمىشود . زن‌ها غالبا ، با نقاب در كوچه حركت مىكنند . و در وسط اين شهر ، بعضى مساجد و ابنيه‌ى عمومى ديده مىشود . اهالى اين شهر غالبا تجارتشان به هندوستان ، منحصر به فرستادن اسب است و ماديان . در انتهاى جلگه‌ى كازرون ، درياچه‌ى بسيار وسيعى ديده مىشود . و راهى از كازرون به شيراز مىرود ، به امتداد دو هزار و هفت‌صد پا ، سنگفرش است . از جلگه به دامنه‌ى كوه كه شخص برسد ، بايد از دامنه به بالا صعود نمايد و راه معمول بوشهر به شيراز را بايد پيمود . اين راه عمومى ، بسيار سخت و صعب است ؛ و بيشتر اين دامنه‌ى كوه ، پوشيده از جنگل بلوط است . در سنوات قحط و غلا ، اهالى از ميوه‌ى اين درخت فايده برده ، ميوه‌ى آن را آرد كرده ، يك قسم نانى ترتيب مىدهند . از كازرون به شيراز ، كتلى كه هست همان « كتل پيرزن » است . اگرچه صعود اين كتل چندان سخت نيست ؛ لكن ، از گردنه‌هاى ديگر كه ما پيموديم ، ارتفاعش زيادتر است : دو هزار و پانصد متر بلندى آن است . كاروانسرايى ميان كتل ، در اصل قله واقع و تمام اين بنا از سنگ خارا و مرمر سياه است . بناى اين كاروانسرا از زمان خيلى قديم است . بعد از فتوح عرب ، ايرانيان قابل ساختن چنين بنايى نبوده و نيستند . ما در اينجا جمعيت غريبى از « سوزمانى » ها ديديم كه صورت‌هاى خود را با گرد سفيدى پوشانده و روى آن گرد سفيد ، با يك رنگ سرخى قرمز نموده‌اند . - مقصود از « سفيداب » و « سرخاب » است كه زياد ماليده‌اند و خود را بد هيأت ساخته‌اند . - به دماغ‌ها حلقه‌ى نقره آويخته . دست‌بند و بازوبند از همان فلز ، به ساعد و باز و بسته . لباس‌هاى فاخر پوشيده . ما را استقبال نمودند ؛ و تمام شب را در صحبت ايشان ، به ساز زدن و رقصيدن گذرانديم . مؤلف گويد : سوزمانىها طايفه‌يى هستند كه در منازل كردستان و كرمانشهان هستند . اصلا ايرانى نيستند . عفت و عصمت و حجاب ندارند . پستتر از اين طايفه يا از همين فاميل ، نوعى هستند كه آن‌ها را « كولى » و « لولى » و « غربال‌بند » و « غريب‌زاده » گويند . در جميع بلاد ايران ، انتشار يافته‌اند . سلاطين قبل از اسلام ، اين‌ها را از خارج به ايران آورده‌اند . قولى ضعيف هست كه : شاپور ساسانى چون « والرين » ، قيصر روم ، را به ايران آورد و چند سال محبوس داشت و حكم كرد كه معمار و مهندس و بنا و عمله و كاركنان ، حتى آهن‌آلات و ادوات و اسباب ، حتى سنگ و خاك از روم به ايران بياورند و سد رود كارون را ببندند تا قيصر رهايى يابد ؛ حتى حكم كرد كه چندين زن از زنان رومى به ايران بياورند تا عمله و بنايان سد كارون كه شب دست از كار مىكشند و