اهالى اينجا اهتمامى در تربيت اسب دارند ؛ و بيشتر اسبهايى را كه تربيت مىكنند ، به بمبئى فرستاده ، به قيمتهاى گزاف مىفروشند . على خان حاكم بندر « ريق » ، يا ريگ ، با تجار بوشهر غالبا در مراوده است ، و با فرنگىها مرابطه دارد . مدنيت فرنگى را اخذ كرده ؛ خانهى آجرى تميز خوبى دارد . در جلوى خانهاش ، دو سه لولهى توپ كه زنگزده است ، ديده مىشود .
مرحوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، مترجم حضور ناصرى ، گويد : بندر ريگ تا زمان سلطنت كريم خان زند ، بندر معتبرى بود . در اواخر سنهى هزار و هفتصد و چهار مسيحى ، مطابق سنهى هزار و صد و هفتاد و نه هجرى ، « امير مهناى دقابى » ، ولد « امير ناصر عرب » ، از مشايخ بندر ريگ كه چندى بود در روى دريا تسلطى به هم رسانيده و جزيرهى خارك را از تصرف دولت هلند منتزع ساخته ، به هرطرف دستاندازى مىكرد .
پادشاه ايران ، كريم خان زند ، در باب گرفتارى او زكى خان زند را با لشكرى بسيار ، با مشايخ بندرعباس و بندر بوشهر ، مأمور به دفع او نمود . قشون زكى خان از يك سمت و سفاين هلندىها از طرف ديگر ، ميرمهنا را مجبور ساختند كه در جزيرهى كوچكى متحصن شد . ايرانىها در كشتىهاى هلندىها نشسته ، آنجا را محاصره كردند . جنگ سختى درگرفت و هفتاد نفر از هلندىها در اين جنگ ، غير از ايرانى ، كشته شد . آخر الامر ، ميرمهنا در سنهى هزار و صد و هشتاد هجرى دستگير و كشته شد ؛ و كريم خان با كمال تسلط جزاير فارس را به حيطهى تصرف آورد ؛ و جزيرهى خارك را با اسناد صحيحه به دولت فرانسه ، كه در آن وقت « لويى پانزدهم » سلطنت مىكرد ، واگذار كرد . وزراى « لويى » ميل به تصرف جزيرهى خارك ننموده و ابدا براى تصرف آنجا نيامدند . و اين اسناد كريم خان ، فى الساعه در ميان نوشتجات وزارت خارجه در تهران ، در اتاقهاى ارك ضبط است .
و از وقايعى كه در اين سنه ، در ممالك خارجه رو داده است از اين قرار است : -
فوت « احمد خان ابدالى افغانى » ؛ فوت امپراطور فرانسوى اطريش ، شوهر « مارى ترز » ؛ فوت « فردريك » ، پادشاه پنجم دولت دانمارك ؛ شورش مصر بر ضد دولت عثمانى و قتل « مصطفى پاشا » ، صدراعظم عثمانى ؛ صدارت « پيت » در انگليس . انتهى .
از بندر ريگ ، ما از كنار ساحل دريا دور شده ، به طرف داخلهى مملكت حركت مىكنيم . مقصود ما رفتن به دالكى است ؛ كه از دالكى ، راه مستقيم بوشهر به شيراز است .
در سر راه ما ، يعنى : از بندر ريگ به دالكى ، موضعى است كه به « شبانكاره » معروف است . حالا شبانكاره اسم ده بزرگى است كه در وسط نخلستان عظيمى واقع شده ؛ و اطراف اين ده بزرگ ، حصار و بروج است . در اوان غلبهى مغول به ايران ، شبان كاره اسم ايالتى بوده است . ناحيهى بزرگى در جنوب مشرق شيراز ، موسوم به شبان كاره بود ؛ و اهالى اين ناحيه به شهرها و بلوك اطراف تعدى مىكردند . در سنهى ششصد و پنجاه و هشت هجرى ، هلاكو خان اهالى شبان كاره را تأديب كرد . اما ، بعد از هلاكو خان ، باز به همان دزدى و راهزنى مشغول شدند . از سنهى هفتصد و پنجاه و شش هجرى به بعد ، ديگر از طايفهى شبان كاره در متون تواريخ اسمى نيست .
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٤٦