راه شيفتهى اعمال حسنهى آنها هستند كه انگليسها را براى خود ، صاحب حقيقى و پدر مهربان مىدانند .
صحراى كازرون بهترين جلگههاى اين كوهستان است . اطرافش را كوه احاطه كرده است و چشمهسارهاى شيرين خنك گوارا ، از كوههاى اطراف به طرف اين جلگه جارى است . و بى جهت نبوده كه سلاطين ساسانى اين نقطه را منتخب كرده ، آبادىهاى بسيار بزرگ آنجا نمودند . از كازرون تا به خرابهى شاپور ، كه در همين جلگه واقع است و سه فرسخ و نيم مسافت است ، در تمام اين مسافت آثار خرابههاى خيلى معتبر نمايان است . در دشت كازرون ، ميوههاى گرمسيرى از قبيل : خرما و مركبات ، و سردسيرى مثل : زردآلو و هلو به عمل مىآيد . در اين جلگه ، دهات وآبادى وصل به يكديگر است .
در حوالى شهر قديم شاپور ، قلعهى خرابهيى موسوم به « قلعهدختر » واقع است ؛ و رودخانهى « شهريار رود » از پهلوى اين قلعه و از وسط شهر مىگذشته است . كنار اين رودخانه ، باصفاترين جاها است ؛ پر از بوتهى گل سرخ است و جسته جسته « خرزهره » هم روئيده شده ، و درختان ديگر - از قبيل : بيد و گز - جنگل بسيار انبوهى تشكيل داده است . وقتى كه شخص به قلعه دختر صعود مىكند ، منتظرش پيچ و خم رودخانهى شاپور است . ترهت و صفاى غريبى مشاهده مىكند . البته ، عمارات و قصور شاپور به عظمت عمارات اصطخر و « سوز » نبوده است . لكن ، اين را هم بايد دانست كه سلاطين ساسانى هم ، اين تسلط و عظمت را نداشتهاند كه سلاطين كيان دارا بودند . تحقيقاتى كه در باب الواح شاپور شده است ، در اغلب سياحت نامههاى مسافرين سلف ثبت است ؛ محتاج به تكرار نيست . ما همينقدر ، در اين كتاب قناعت به رسم عكسهايى كه برداشتيم مىنمائيم .
اما ، چون وقت كامله و تحقيقات لازمه در اين صور و منقورات شده است ، و شايد ما بيشتر از سايرين مرتكب شده باشيم ؛ چون اسلاف در اين فقره سكوت اختيار كردهاند ، ما ناچار به نگارش اين تحقيق برمىآئيم .
تمام منقوراتى كه در شاپور است و در الواح مختلفه است ، يقينا كار حجاران رومى است ، نه يونانى و ايرانى ؛ براى اينكه ، وضعا هيچ شباهتى به محكوكات و منقورات تخت جمشيد و ساير نقاط ديگر ايران ندارد كه كار يونانيان است . آن دقتى كه يونانىها در رسم تصاوير مىنمودند و ساده و خوب جلوه مىدادند ، رومىها و ايرانىها ، كليتا ، از اين صنعت عارى و برى بودند . روميان در يك لوحه ، صورت زيادى مىسازند ؛ اما ، بىتناسب و خارج از علم مناظر و مرايا . و اين هم يقين است كه : در سلطنت ساسانىها ، سلطنت و هنر و صنعت يونانى ، رو به انهدام و اعدام گذاشته بود ؛ و هرچه بود ، صنعت لاتينى و علوم و صنايع رومى بود . قلعه دختر ، كه اسمش ذكر شد ، بالاى كوهى كه از سنگ خارا تشكيل يافته است واقع است . و طورى اين قلعه به قوانين نظامى بنا شده است كه حالا هم اگر در آن مرمتى شده باشد ، با اسلحهى جديده هم فتح آن غيرممكن است . و باز بر ما يقين شد كه : مهندسين اين قلعه هم رومى بودهاند .
از قلعه كه پائين آمديم ، به سطحهيى كه تقريبا سى جريب عرض و طول آن بود ،
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٤٨