جناب ميرزاى فرصت در تاريخ شيراز ، در ژغرافياى فارس و منقورات كوههاى آنجا و شهرها و بلوكات آن مملكت ، كه كتابى وافى و مفيد و مصور نگاشته است ، از شبان كاره شرحى نگاشته است ، هركس خواهد رجوع به آن كتاب كند .
قريب نصف شب ، با ما دو نفر سوار محض راهنمايى همراه كردند . اول طلوع آفتاب ، به چند ده برخورديم . در اغلب اين دهات ، نخيلات بسيار است . يكى از اين دهات كه در وسط جلگه و بالاى تل مصنوعى است ، بيشتر از ساير ديهات جلب ميل ما را به طرف خود نمود . نزديك ده كه رسيديم ، تعفن غريبى به مشام ما رسيد . بوى گوگرد مخلوط به « هيدروژن » بود . در اينجاها هم نفت پيدا مىشود ، هم گوگرد . اما ، چشمهى نفتش مثل چشمهى نفت رامهرمز نيست كه هرروز متجاوز از چهار « رليستر » ، كه عبارت از يك خروار و نيم ايرانى باشد ، نفت بدهد . و نفت رامهرمز بسيار سفيد و ممتاز است ، كه بهتر از نفتهاى تصفيه شدهى عمل آمده ، از چشمهى رامهرمز خارج شده ، در خيكها و مشكها پر شده به طرف هندوستان حمل مىكنند ؛ و تجارت بزرگ و فايدهى زيادى از اين نفت سفيد طبيعى معدنى مىبرند .
فردا به قريهى دالكى رسيديم . ده دالكى حالا عبارت از چند خانه است كه از چوب و نى ساخته شده است ؛ اما ، اطرافش نخل زياد است و باغستان سبز و خرمى تشكيل مىدهد . ما از دالكى به آنطرف ، در سر راه معمول كاروان هستيم . براى اينكه خط تلگراف انگليس از تهران به بوشهر و از بوشهر به هندوستان ، از همينجاها است و راه عبور كاروان هم از بوشهر به شيراز از همينجا است . يك ماه است كه ما از « سوز » به اين طرف ، راه مىپيمائيم ؛ همه را از بيراهه مىپيمائيم . از اين منزل ، به راه قافله افتاديم و به يكى از خانات معتبرى كه در ايران است رسيديم . حياط اين كاروانسرا از مال التجاره انباشته است ؛ از قبيل : بستههاى پنبه و ترياك و تنباكو و قالى و غيره كه از اطراف ايران حمل به شيراز ، از آنجا به بوشهر ، و از آنجا به هندوستان فرستاده مىشود .
از دالكى به آنطرف ، وضع زمين تغيير كرده ؛ چه به طرف شيراز و چه به طرف بوشهر ، بايد از كوهستان عبور نمايند . بهترين راهها از ساحل خليج فارس به شيراز ، راه سمت بندرعباس است ؛ كه اگر وقتى راه خليج فارس را بخواهند به تهران وصل كنند ، از آن راه بايد راهآهن را بكشند . از بوشهر به شيراز ، كتلهايى كه واقع شده ؛ مشابه پلههاى بزرگى است كه از طرف بوشهر ، كتلها خيلى بلند و به طرف شيراز ، كتلها بالنسبه كوتاهتر مىشود .
روزى نيست كه دهتا دوازده دسته كاروان معتبر نبينيم ، كه از شيراز به بوشهر و از بوشهر به شيراز مىآيند . و در هردو منزل يك جا ، مأمور تلگرافخانه انگليس است كه غالبا هندو هستند . در خانهيى عالى مسكن دارند . و اين مأمورين تلگرافخانهها ، علاوه بر اداى تكليف عادى خود ، به اهالى كمال رعايت و مهربانى را مىكنند . مرضاى اطراف خود را معالجه كرده ، مجانا دوا مىدهند ؛ و هر نوع دلربايى و رعايت به آنها مىنمايند .
اگر از طرف كدخدا يا مأمورين ديوان ظلم و تعدى به آنها وارد آيد ، به قدر امكان رفع مىكنند . اغلب ، به فقرا و مساكين خوراك و پوشاك مىدهند . و طورى اهالى عرض
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٤٧