تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
در اينجا مىنگارم : - يونانىها اين دره را دره‌ى « اوكسين » مىناميده‌اند . « مارىتس » كه از اقوام دارا و يكى از سردارهاى او بود و قشون زيادى در تحت رياست خود داشت ، مأمور به حراست اين دره گرديد . اسكندر وقتى كه به دهنه‌ى اين دره رسيد ، متحير ماند كه چگونه از اين دره عبور كند . بعد از توقف چند روز ، يكى از اهالى نزد او آمده ، معروض داشت كه : « اگر امان دهى و جايزه عطا كنى ، مىتوانم دسته‌يى از عساكر ترا بالاى كوه برده ، در محلى آن‌ها را جا دهم كه مشرف بر مستحفظين دره شوند . و چنين هم كرد ، و به مستحفظين قلعه حمله آوردند . اسكندر از دهنه‌ى دره وارد شد و آنجا را مفتوح ساخت . در اواسط سنه‌ى هفت‌صد و نود و پنج هجرى ، امير تيمور از راه لرستان و خوزستان ، [ به ] بهبهان رسيد . آنجا شنيد كه : آل مظفر در قلعه سفيد ، كه يكى از قلاع مستحكميه‌ى فارس است ، لشكرى جمع كرده كه راه عبور او را به شيراز سد كند . امير تيمور بر ايشان تاخت و به قهر و غلبه اين قلعه را بگرفت . اما ، سابقا حصانت و استحكام اين قلعه به درجه‌يى بوده كه رستم ، با كمال شجاعت ، در زمان منوچهر آن را به غلبه نتوانست گرفت . بعد از چند ماه محاصره و عاجز ماندن ، شنيد كه : نمك در قلعه كم شده . چند تن از لشكريان خود را در جوال كرده ، به اسم اينكه نمك است ، وقت غروب آفتاب وارد قلعه كرد . پس از ورود ، ايشان از جوال بيرون آمده ، تا صبح با اهالى قلعه جنگ كردند و فائق آمدند . و به اين تدبير ، اين قلعه را مفتوح شد و خزاين زياد به دست لشكريان منوچهر افتاد . اين قلعه در يورت ايلات « ممسنى » است كه از طوايف و ايلات اصلى و حقيقى ايران هستند ، نه از ايلات مهاجر كه از خارج آن‌ها را كوچانيده ، در ايران مسكن به آنها داده باشند . اين قلعه در كوه مرتفعى واقع شده . از هرطرف ، پرتگاه دارد ؛ و بجز راه معينى ، از اطراف نمىتوان به قلعه رفت . چشمه‌سارهاى زياد در اطراف قلعه فراوان است . از دامنه به قلعه ، سه ميل مسافت است . به قدر هزار ذرع به قلعه مانده ، محلى است كه اگر يك نفر تفنگدار آنجا بايستد ، ورود به قلعه نشايد . طرز دفاع مردم دژ از زمان پيش تاكنون ، اين‌جور بوده كه : سنگ‌هاى بزرگ در سر راهى كه رسيدن به دژ جز از آنجا نتوان شدن ، انبار و آماده مىكنند . دشمن همين كه نزديك به دژ مىشود ، سنگ‌ها را پرانيده و پرتاب داده ، جلوگيرى از بالا شدن و رسيدن به دژ مىكند . درازاى دژ سفيد تا شيراز ، هفتاد و دو ميل است . و نيز از هنگامه‌هاى بهبهان اين است كه : پادشاه با داد و دهش ايران ، كريم خان زند ، چند ماه به كنار اين شهر با لشكر خود پره زد . رئيس جعفر ، پسر رئيس على رضا ، به دشمنى با ميرزا قوما ، پسر ميرزا على رضا خان ، دژ را به دست نداد . كريم خان بستگان و خويشان ميرزاها را كه مرزبانى بهبهان را داشتند به شيراز آورد ، و مرزبانى بهبهان را به رئيس على رضا داد . هواى بهبهان ، گرم و خشك و سالم است ، از يزد و كاشان و قم گرمتر است . پاره‌يى مردم آنجا ، يك چشم بينا دارند ، چشم ديگرشان كور است . به جهت آنكه ، در وقتى كه
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 341 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان / غلامحسين افضل الملك