برداشتند ، باز خطوط آنها هم يونانى و رؤساى نظامىشان هم با اطباى حضورشان يونانى بودند . ساسانيان كه ظهور يافتند ، به كلى آثار يونانى و اشكانى را نابود و معدوم ساختند ؛ حتى ، بناهاى آنها را خراب كردند . پس ، آنچه خط در هرجا كه از ممالك ايران ديده مىشود . از آثار كيانيان و پيشداديان مىباشد ؛ كه « آستياژ » - يعنى : افراسياب از سلاطين پيشداديان است كه اول پادشاه مملكت « سيت » - يعنى : ماوراء جيحون - بود و بعد به ايران آمد . مملكت « مد » را كه عراق عجم باشد - يعنى : همدان و اصفهان و بروجرد و لرستان و كرمانشهان - و چندين شهر ديگر را تصرف كرد و سلطنت نمود . و كيخسرو از فارس با چند طايفه كه اسم يكى از طوايف « مارد » بوده است ، به طرف « آستياژس » - يعنى : افراسياب - آمده و با او رزم كرده ، مغلوب و منكوبش ساخت .
انتهى .
در انتهاى اين دره ، در وسط دو كوه ، تخته سنگى است شبيه به هرمانهاى مصر ؛ و تمام چهار طرف آن ، به صور مختلفه منقور است . بزرگترين صور ، دو ذرع و سه گره كم بلندى قامت دارد . سر پا ايستاده ، دستها را در جلوى سينه ، به حالت قنوت خواندن نگاهداشته ؛ مثل اينكه دعا مىخواند . ريش انبوه بلندى دارد . و در سرش كلاهى است شبيه به كلاه نمد حاليه . از پشت سر ، گيسوانش به شانه ريخته ، و در جلو يك نوع كاكلى از زير كلاهنمدى پيدا است . جبههى بلند آستين كوتاهى در بر دارد . از كمر به پائين ، اين جبه متدرجا فراخ مىشود . در پاهايش كفشى شبيه به چاروق كه نوك آن كج است و هنوز هم بختيارىها كفش معمولشان همين است . و اهل چين به اين قسم پاپوشها عادى هستند . و در جلوى اين شخص ايستاده به حال نماز و دعا ، شش گوسفند سربريده ديده مىشود . و صورت شخص كه خم شده و كاردى در دست گرفته ، مثل اينكه حيوان ششم را ذبح مىنمايد ديده مىشود . و در چهار طرف اين تختهسنگ ، اشكال زياد و البسهى مختلفه ، به وضعهاى گوناگون ، نمايان است . و روىهمرفته ، آنچه در اين تختهسنگ است ، معلوم و ثابت مىكند كه : پادشاه به مصلى رفته ؛ رعايا با او همراهى مىنمايند .
در جانب ديگر دشت مالمير ، طرف جنوب ، از راهى كه به قلعهى « تول » مىروند ، غارى است كه اهالى آن را « شكفت سليمان » مىگويند . و اين غار در انتهاى يك درهى تنگى واقع شده است . عمق غار چندان زياد نيست ؛ اما ، دهنهاش بس فراخ است . در سمت يمين اين غار ، چشمهى خنك گوارايى از شكاف سنگ جارى است ، كه داخل يك حوض مربع الشكلى كه در سطح غار از سنگ تراشيده شده ، جريان دارد . و از حوض ، به واسطهى نهر كوچكى به دره مىريزد . چوپانهاى اطراف گوسفندان خود را به اين غار آورده ، آب مىدهند ؛ و خودشان در ظهر و شدت گرما ، در سايهى سنگهاى اين غار آسايش مىكنند . اين آب و اين غار ، نزد آنها مقدس و محترم است . بالاى اين غار ، خطوط پيكانى منقور است در سى و سه سطر . و در ديوارهاى اطراف غار ، صور زياد مختلفه ديده مىشود . صور ديوار اطراف غار كه سنگهايش سست بوده ، محو شده است و اعضاء و صورت را نمىتوان تشخيص داد . باز در نقطهى ديگر اين كوهستان ، كه به « قلعهى فرعون » معروف است ، صور و خطوط پيكانى زياد در سنگها منقور است . اما ، مرور
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٢٦