درياچه ، نىزار انبوه و قدرى از كناره ، نزديك به وسط ، نيلوفر زيادى روئيده شده است .
از جلگهى مالمير ، چهارراه است كه به اطراف مىرود : از طرف شمال به شوشتر مىرود ؛ از كنار رود كارون و از طرف مشرق ، به قلعه . . . « 35 » سر راه . . . « 35 » ؛ از طرف جنوب ، به قلعه « تول » ؛ و از طرف مغرب ، به « هلاقان » .
هواى اين جلگه ، در اين اواخر بهار چندان گرم نيست ؛ منتهاى حرارت از 28 تا 30 درجه است . ما كه مدتها عادت به هواى گرم خوزستان كرده ، مجبور شديم كه در توقف مالمير البسهى پشمى بپوشيم . و در فرانسه ، بخصوص طرف شمال ، در اين فصل سال زراعت همين نمو زراعت اينجا را دارد . سكنهى جلگهى مالمير ، طايفهى « دينارون » بختيارى هستند و از تمام طوايف اين ناحيه شرورتر . جزء چارلنگ مىباشند . خوانين چارلنگ براى تسلط يافتن به اين طايفه ، جمعى از رؤساى آنها را كشتهاند . از سنهى هزار و هشتصد و سى مسيحى ، طايفهى دينارون در قلل بسيار سخت مسكن داشتهاند و معاششان منحصر به غارت و چپاول بود . از آن تاريخ به بعد ، محمد تقى خان ، رئيس چارلنگ ، به آنها امنيت داده و از سقنساقهاشان بيرون آورده ، در اين جلگهى حاصلخيز مالمير مسكن داد .
جلگهى مالمير كه كنون مسكن طايفهى صحرانشين بختيارى است ، ششصد سال قبل از اين ، مركز مدنيت بسيار معتبرى بود . آنچه معروف است : بعد از انقراض سلطنت سلاجقه تا ابتداى استيلاى مغول ، ايام فترتى در ايران متجاوز از صد سال بروز كرده بود . بعضى از رؤساى طوايف و بزرگان قبايل ، خود را موسوم و ملقب به « اتابك » كرده ، در بعضى از ايالات ايران علم استقلال افراشته ، سلطنت مىكردند . خصوصا ، در آذربايجان و فارس و لرستان . از جمله : اتابكان لرستان ، در اين قسمت خاك بختيارى مسلط بودند .
مثل اينكه بعضى ابنيه در اينجاها ، به اسم اتابكان در اين وقت هم معروف است . چنان كه ، در سر راه از قلعه تل به مالمير ، موضعى است كه به « هلاقان » معروف است . در « هلاقان » ، قلعهيى خراب و پلى ديده مىشود كه به « قلعهى اتابك » و « پل اتابكان » معروف است .
در وسط جلگهى مالمير ، خرابهى شهر قديم « ايدج » نمايان است . « ايدج » شهر بزرگى بوده است كه اتابكان لرستان بيشتر آنجا مسكن داشتهاند . يكى از آنها ، « مظفر الدين افراسياب » است كه در اوان هزار و سيصد و سى و نه تا هزار و سيصد و نود و دو مسيحى اتابك لرستان بود . آثار زياد ، از قبيل : طرق و شوارع و پلها و خانات و مساجد ، در مملكت لرستان بنا نموده است .
« ابن بطوطهى مغربى » ، سياح و مسافر عرب كه به ايران و هند سفر كرده بود ، در آن اوقات از « ايدج » گذشته ، مىنويسد : « در اين شهر چهل و چهار مسجد ديدم ، و در محلات خارج شهر هم متجاوز از بيست مسجد بود كه ائمهى جماعت در آنجا نماز مىخواندند . » و باز ابن بطوطه مىگويد : « وقتى كه من وارد ايدج شدم ، در كاروانسرا منزل اختيار كردم . ايام توقف ، تمام مخارجم را اتابك متحمل بود و من آنجا مهمان
هامش
( 35 ) - يك كلمه خوانده نشد .