بودم . »
راهى كه از ايدج به اصفهان مىرفته است ، و هنوز در بعضى نقاط آثار آن پيدا است ، و در اغلب جاها سنگفرش و بيشتر از نقاط را كوهبرى كردهاند ، اين راه به « جادهى اتابكان » موسوم است . اما ، ما - يعنى : « مسيو بابن » و « هوسه » - كه قسمتى از اين راه را ديديم ، از آثار سلاطين كيانى و ساسانى تصور نموديم . آنچه در اين وقت از آثار ايدج باقى است ، بعضى تلها مىباشد كه در وسط جلگه واقع شده است . يكى از اين تلها كه به شكل نيمدايره واقع است ، ده ذرع از سطح زمين بلندتر است . و در نزديك اين تل بزرگ ، بقعهى امامزادهيى ديده مىشود . از آثار ساسانى ، بعضى منقورات در كوههاى اطراف موجود است . در طرف شمال جلگه ، در وسط دره كه به « هونك » معروف است ، در روى سنگ صور و خطوط نقش شده است . ما هرچه خواستيم كه به درهى « هونك » رفته و تفصيلى را كه مسيو « لايارد » ، مسافر انگليسى ، از اين دره نوشته است ، براى العين مشاهده نمائيم و عكس برداريم ، به واسطهى اشكالاتى كه بختيارىها وارد آوردند ، ممكن نشد كه آنجا برويم .
باز در نقطهى ديگر در كوهستان اطراف ، سنگهاى منقوره موجود و معروف به « شكفت سليمان » است . و طورى به مرور دهور خطوط و صور محو شده است ، كه انكشاف مفيدى از آن حاصل نمىشود . اما ، در جاى ديگر ، باز در همين كوهها كه معروف به « قلعهى فرعون » است ، منقوراتى هست كه چندان عيب نكرده و مىتوان از سير و نظارهى آنجا فايده برد . براى رفتن به « قلعهى فرعون » بايد درياچهى مالمير را كه ذكر شد ، طى نمود . بعد از عبور از درياچه ، به درهى تنگ عميقى شخص مىرسد كه اطراف اين دره ، كوههاى عمودى شكل از سنگ خارا تشكيل شده است . ته اين دره ، از سنگهايى كه از اطراف ريخته شده است ، مفروش است و مسافر به زحمت از آنجا عبور مىكند . و ما بيشتر از سيصد سنگ ديديم كه در هريك از آنها . خطوط و اشكال منقور بود ؛ و به ما معلوم ساخت كه مالمير و اطراف آن ، چنان كه در تواريخ قديم ايران ضبط است و مسافرين هم نوشتهاند مركز مدنيت قديم بوده است .
خلاصه ، اين منقورات بهطور مختلف در اين احجار رسم شده است ؛ بعضى در سنگهايى هستند كه در ته دره ، در كنار جاده مىباشند ؛ بعضى منقورات در سنگهايى است كه در وسط دره ؛ و گاهى هم در قلهى كوههاى دو طرف ديده مىشوند . سنگهايى كه در پناه آفتاب و باران بودهاند ، بالنسبه صور و خطوط را بهتر نگاهداشتهاند تا آنهايى كه آفتاب و باران مستقيما به آنها باريده است . اما ، صور به هر اندازه ديده مىشود : از يك چارك تا دو ذرع بلندى دارد . مثل اينكه : در دست چپ جاده ، طاقچه مانندى از سنگ درآوردهاند . دو سه ذرع از سطح دره بلندتر است و صورت شخصى آنجا نمايان است كه بلندى قامتش ، تمام طول صفحه را گرفته است . لباس اين شخص جبهى بلندى است كه تا روى پا است . دامنهاى جلو ، طرف مقابل صورت باز است .
حجار با كمال دقت و اهتمام اين صورت را نقش كرده است ؛ حتى ، يراق و نوار و بافتههاى دور لباس را كه دوخته شده ، نمايان ساخته است . و اين شخص در سر كلاه
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٢٤