تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
اهالى شوشتر تا زمان مغول ، حنفى مذهب بوده‌اند . بعد از انقراض مغول ، بخصوص در اوايل صفويه ، چنان كه قاضى « نور اللّه شوشترى » در « مجالس المؤمنين » نوشته است ، امير نجم الدين محمود عاملى ، كه از سادات عالىدرجات بود ، از شوشتر گذشت و دختر عز الدوله نامى را كه نقيب شرفاى شوشتر بود ، به حبالهء نكاح آورد و مذهب تشيع را رواج داد . و بعد از او ، سيد نور اللّه مرعشى در زمان شاه طهماسب به شوشتر آمده ، تكميل اعمال نجم الدين عاملى را كرد . « حمد اللّه مستوفى » كه ماليات تمام بلاد ايران را در زمان مغول مىنگارد ، مالياتى را كه از شوشتر به خزانه‌ى مغول حمل مىشده است صد هزار دينار معين كرده است . و معلوم نيست كه اين مبلغ ماليات شهر و بلوكات شوشتر بوده ، يا ماليات تمام خوزستان . فتح شوشتر در زمان خلافت عمر ، به دست ابو موسى اشعرى شد . و جمعى از معارف صحابه ، مثل : جرير بن عبد اللّه بجدلى و براء بن مالك و عمار ياسر و خديفه بن يمان و نعمان بن مقرى ، با او بودند . و در همين جنگ ، براء بن مالك شهيد شد و قبرش هنوز در شوشتر موجود است . و فتح شوشتر ، در حقيقت به دست اشرس بن عوف از طايفه‌ى بنى شيبان ، كه از سرداران ابو موسى بود ، وقوع يافت . حاكم شوشتر « هرمزان » بود كه از بنىاعمام « يزدجر » ، و پدر بر پدر والى خوزستان و لرستان و يك قسمت عمده‌ى فارس بود . اين « هرمزان » ، همان شخص است كه او را به اسيرى باعيال و بستگانش به مدينه بردند . و به عقيده‌ى بعضى از مورخين ، « شهربانو » ، مادر امام زين العابدين ، عليه السلام ، دختر همين « هرمزان » بود نه دختر « يزدجرد » . به دلايلى چند كه شرحش مطول است ، اين قول ضعيف است . « ابو لؤلؤ » مشهور كه آسياب ساخت و قاتل عمر بود ، غلام همين « هرمزان » بود كه فرار كرد و خود را به كاشان رسانيد ؛ و مزار او در آنجا هنوز موجود است . بعد از قتل عمر ، عثمان كه خليفه شد ، همين « هرمزان » را به عبد الدين عمر تسليم نمود ، كه به قصاص خون پدر بكشت . اما ، رود كارون و شطيط كه در خوزستان و از كنار شوشتر مىگذرد ، سرچشمه‌اش از زرد كوه است ؛ در ميان ايل بختيارى ، وصل به خاك اصفهان واقع شده ، و آن سمت كوه طرف اصفهان است كه سر چشمه‌ى زاينده‌رود اصفهان مىباشد . سرچشمه‌ى رود كارون را مسافرين و سياحان فرنگى ، بخصوص « لايارد » ، در شصت قبل ديده و اين‌طور مىنگارد كه : زردكوه بختيارى سرچشمه‌ى دو رودخانه‌ى معتبر است : يكى كارون و يكى زاينده‌رود . سرچشمه‌ى زاينده‌رود به « چهل چشمه » معروف است . معروف است : شاه عباس اول مصمم شد كه زردكوه را سوراخ كرده ، يك قسمتى از آب كارون را ضميمه‌ى زاينده‌رود كرده ، به جلگه‌ى اصفهان ببرد . مهندسى كه مأمور اين كار بود ، يك شخص « هلندى » بود . به واسطه‌ى نداشتن اسباب ، كار را به اتمام نرسانيده ، قدرى كنده و سوراخ كرده و ناتمام گذاشته است . اسم اين مهندس و تاريخ حفر آن سوراخ ، عجالتا معلوم نمىشود . و هنوز آثار اين كار شاه عباس موجود است ، و درست جهت معلوم نيست كه چه باعث شد كه به اتمام نرسيد .