تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
در بالاى رودخانه ، آنجايى كه آب رودخانه‌ى كارون به دو قسمت منقسم مىگردد ، از قديم الايام بندى موسوم به « بند قيصر » ساخته شده بود كه به واسطه‌ى مرمت‌ها و عمرانى كه مكرر شده است ، هنوز پاينده و برقرار است ؛ اما ، در زير سد « بند قيصر » ، بند ديگرى لازم بود كه در ايام كم‌آبى ، چنان كه ذكر شد ، سطح آب را به قدرى بلند نگاه دارد كه از مجراى نهر « داريان » بگذرد . به اين جهت ، سنگ‌هاى بسيار بزرگ كه همه تراشيده و به يك اندازه هستند ، و معلوم نيست كه از كجا اين سنگ‌هاى سخت خارا را حمل نموده و با چه واسطه و اسباب آورده‌اند ، در سمت مغرب شهر با اين سنگ‌هاى تراشيده‌ى بزرگ كه بند و بست‌هاى آن‌ها از ميل‌ها و چنگال‌هاى آهن ضخيم است ، « شادروانى » بس محكم ساخته‌اند . و در فواصل هردو سنگ ، صفحه يا قطرى از سرب است ، كه به جاى گچ يا آهك اين فلز را به كار برده‌اند . بر روى اين « شادروان » ، پل مشهور شوشتر را بنا نهاده‌اند . براى استحكام « شادروان » و به جهت اينكه گل‌ولاى از تندى جريان فاصله‌ى بين دو سد را نگيرد ، از سد « قيصر » تا به « شادروان » ، مسافتى كه سى و پنج هزار ذرع مربع است ، در بستر رودخانه با سنگ‌هاى بسيار بزرگ فرش نموده‌اند . بناى اين « شادروان » و ساير كارهاى ديگر از قبيل سد و مجارى آب‌ها را به قيصر روم نسبت مىدهند ؛ و همين‌طور هم هست و در تواريخ فرنگ هم مضبوط است . « والرين » كه يكى از قياصره‌ى « رومية الكبرى » است ، ( كه حالا دولت ايتاليا مىنامند ) ، قشونى آراست و به قصد جنگ ايران از رم ، پاتخت ايتاليا ، برخاست . و اين واقعه ، در اوايل ماه سيم مسيحى بود ؛ و در آن وقت ، شاپور اول ساسانى پادشاه ايران بود . به‌طورى كه در تواريخ فرنگ و ايران ضبط است ، در به دو امر قيصر روم غلبه كرد ؛ اما ، در آخر كار قشون او شكست خورده و از هم پراكنده شد و خود و الرين اسير جنگ شاپور شد . شاپور به واسطه‌ى خرابى كه از قشون روم به ايران رسيده بود ، امپراطور روم را محبوس ساخت ؛ مال الصلح و فديه‌ى او را به مرمت خرابىها و ساختن سدها و مجارى آب‌هاى خوزستان مقرر داشت . امپراطور روم محبوسا در اردوى شاپور مىزيست ، و از مملكت خود چندين هزار نفر معمار و مهندس و استادكار ماهر ، باكرورها وجه نقد طلب فرمود . اين پل‌ها و سدها و شادروان و نهرها ، تماما به واسطه‌ى روميان ، در زمان سلطنت شاپور بناشده است . بعد از اتمام كار ، روايت مختلف است : عقيده‌ى بعضى است كه شاپور قيصر را مرخص كرد ؛ مورخين ديگر گويند او را كشت و پوست بدن او را با كاه انباشته و هميشه در جلوى اردوى شاپور با پيش‌قراولان حركت مىدادند ، و به اهالى ايران و ساير بلدان ، شوكت و عظمت شاپور را معلوم مىساختند . استطراد مرحوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، مورخ دولتى و مترجم حضور شاهنشاه شهيد سعيد ناصر الدين شاه ، كه مترجم سفرنامه‌ى « مسيو بابن » و « هوسه » بود ، و من مصحح