تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
زير سياه‌چادر سكنا دارند . از معارف رامهرمز كه منسوب به اين امكنه است ، سلمان فارسى است . چنان كه در كتاب « اسد الغابه فى معرفه الصحابه » كه مؤلف آن عز الدين ابو الحسن على بن محمد بن عبد الكريم جزرى ، معروف به ابن اثير ، مىباشد ، در شرح حال سلمان اين‌طور نگاشته است : - سلمان فارسى مكنى به ابى عبد اللّه است و معروف به سلمان الخير مىباشد . غلام حضرت محمد رسول اللّه است ، و از صحابه‌ى خاصه است . از او سؤال كردند كه : « نسب خود را بيان كن ! » جواب داد كه : « من سلمان بن اسلام هستم . » اصل او از مملكت فارس ، از قصبه‌ى رامهرمز بوده ؛ كه در زمان او جزء ايالت فارس محسوب مىشده است ، و كنون جزء عربستان است . و به روايت ضعيفى ، از « جى » ، كه از شهرهاى سابق حوالى اصفهان است ، بوده است . اما ، بودن او از « جى » ، نزد ابن اثير ضعيف است . و صحيح آن است كه او از اهل رامهرمز بوده‌ست . قبل از اسلام ، سلمان موسوم به « مابه » پسر « بودخشان » پسر « مورسلان » پسر « بهبودان » پسر « فيروز » پسر « سهرك » ، كه نسبش به آل سلاطين ساسان مىرسد ، بوده است . چون از اهل فارس بود ، مدتى طريق مجوس مىپيمود و از « سدنه » و خدمه‌ى آتشكده بود . چون درد مذهبى داشت و اسم حضرت عيسى ، عليه السلام ، را شنيد ، تغيير مذهب داده ، به طريقه‌ى نصارى درآمد . و آنچه معروف است ، او در دير « بسرى » ، نزديك شام ، در خدمت « سرژيوس راهب » به سر مىبرد ؛ كه حضرت فخر كاينات در آن وقت ، به طور تجارت با ابو طالب سفرى به آن صوب فرموده بود . در دير « بسرى » ، « سرژيوس راهب » به حضرت فخر كاينات برخورده ، او را به نبوت تهنيت داد و سلمان را در خدمت آن حضرت معرفى كرد . پس از آن ، مجددا سلمان از شام به ايران آمده ؛ در مدرسه‌ى جنديساپور ، كه از بلاد خوزستان بود و حالا معدوم است ، وارد شد . و در آن وقت ، اين مدرسه ، مدرسه‌ى طبى بود . و سلمان با حارث بن كلده ، طبيب مشهور عرب كه در خانواده‌ى رسالت طبابت و معالجه مىنمود ، همدرس و هم مباحثه شد ؛ چنان كه در تواريخ ضبط است . و حارث بن كلده تا زمان وفات ، مذهب اسلام اختيار نكرد ؛ اما ، با سلمان نهايت دوستى داشت . سلمان علاوه بر علم طب و هندسه و رياضى و ادبيات ، در زبان عرب نهايت تسلط را داشت . با آنكه عجمى الاصل بود ؛ اما ، بلاغت و فصاحت او همان‌طور بود كه بلغا و شعراى عرب بودند . در مدتى كه از ايران به طرف شامات سفر كرد و علماى بزرگ عيسويان را ملاقات كرده بود ، در نصرانيت همان‌طور مهارت و استادى را داشت ، كه قبل از آن در طريقه‌ى زردشتى حد اكمال پيموده بود . بعضى از مورخين فرنگ را عقيده اين است كه : سلمان زبان يونانى را هم كاملا تحصيل كرده بود . در مراجعت كه باز با حارث بن كلده به اتفاق به ايران آمده بود ، در خانه‌ى محقرى كه در رامهرمز داشت ، منزل كرد . مثل جمهوريان اين زمان ، بعضى رسايل و لايحه‌ها و كتابچه‌ها بر ضد سلطنت ساسانيان مىنوشت و منتشر مىساخت ؛ و مردم را آگاه مىكرد كه سلاطين ساسانى ، به لهو