بلوك از جانب شرق ، به نواحى « كوه گيلويه » ، كه بهبهان باشد ، محدود است ؛ و از سمت شمال ، به نواحى « جانكى » ، كه محل نشيمن طايفهى بختيارى است ، محدود مىشود .
اراضى جانكى ، كه محل نشيمن بختيارى است ، به خاك اصفهان متصل است . اما ، نمىدانم كه در جانكى ، طايفهى هفت لنگ بختيارى سكنا دارند يا طايفهى چارلنگ بختيارى مسكن گزيدهاند . و من نمىدانم كه طايفهى بختيارى را چرا چارلنگ و هفت لنگ ناميدهاند ؛ چرا اينها باهم از اضداد هستند ؟ آشاقهباشى و يوخارى باشى ، قرهقوانلو و آققوانلوى قاجاريه جهتش معلوم است و در تواريخ اين ازمنهى نزديك ضبط شده است ؛ ولى ، مورخين قدما جهت اختلاف چارلنگ و هفتلنگ را ننوشتهاند ؛ و حال اينكه ، اين دو قريه هردو از طايفهى بختيارى هستند .
من هم مثل مورخين سابق ، مىتوانم جعل لغت و اصطلاح تازهيى از خود بيرون آرم و توجيهى براى هفتلنگ و چارلنگ بنگارم كه خود را مشهور سازم ؛ ولى ، بناى من اين تاريخ ، از روى حقيقت و راستى است . لهذا ، از خود جعل سخن و اصطلاح تازه نمىكنم و تملق از احدى ندارم . حتى ، سخنانى به صدق مىنگارم كه سايرين احتراز كرده ، به عرض سلطان ايران نمىرسانند . و من ابدا احتراز نكرده ، از كسى چاپلوسى نمىكنم و به اغراق سخنى نمىنگارم . هرچه مىنويسم ، از روى راستى است ؛ و الا اينكه ، عيب بعضى را چندان واضح نمىسازم .
خلاصه ، رامهرمز از مغرب و جنوب به بلوك فلاحيه منتهى مىشود . هواى تابستان آنجا به شدت گرم است و از اشجار سردسيرى ، جز درخت گردو ، آنجا ديده نمىشود .
اشجار خرما و نارنج و ليمو و ساير مركبات طورى به عمل مىآيد ، كه قطر و ارتفاع اين اشجار در اين مكان ضرب المثل است . در دامنهى كوهستانى كه مشرف به اين جلگه است ، درخت كنار ، كه عبارت از درخت سدر است ، خودرو به عمل مىآيد . ميوهى اين درخت شبيه به « زالزلك » ، اما خوشطعم و معطر است . درخت آن شبيه به درخت نارون است .
در تمام عربستان ، - يعنى : مملكت اهواز - برگ اين درخت را مىگيرند و خشك مىكنند و مىسايند ؛ در حمام آن را به جاى صابون به كار مىبرند و مثل صابونهاى خوب كف مىكند . اهالى عربستان و گرمسيرات اگر در حمام صابون استعمال كنند ، موى سر و ريششان مىريزد ؛ لهذا ، به جاى صابون ، برگ سدر را استعمال مىكنند .
بارى ، اراضى رامهرمز مستعد هرنوع كشت و زرع است . و اين جلگه ، به چندين رودخانهى بزرگ و كوچك مشروب مىشود كه از كوههاى اطراف سارى و جارى مىگردد . در صحراى رامهرمز ، آهو و دراج به قدرى زياد است ، كه يك نفر شكارچى اگر صبح بيرون آيد ، بعد از دو ساعت ممكن است كه بيست قطعه دراج و دو سه آهو صيد كند . دراج در رامهرمز ، مثل گنجشك كه در ساير امكنه است ، وافر مىباشد .
سابقا ، اعراب رامهرمز بيشتر از ده هزار خانوار بودهاند كه مشهور به « آل خميس » هستند . ولى ، از چهل سال قبل ، به واسطهى تعدى طايفهى بختيارى كه به اينها وارد آمده ، زياده از سه هزار خانوار از آل خميس در رامهرمز باقى نمانده ؛ و اين اوقات ، گويا بيشتر از پنج هزار خانوار نباشند . آل خميس چادرنشين هستند ؛ در زمستان و تابستان در
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٠٣