تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
مملكت ديده مىشود ! همه‌جا جنگل است و نعمت‌ها و صفاها دارد ، و بسى شهرهاى خوب دارد . شرح ژغرافياى اين مملكت بسى طولانى است ، و چه بسيار كتاب‌ها و تاريخ‌ها در اين خصوص نگاشته‌اند . ولى ، شرح آنجا هرقدر كه نوشته شده است ، يكى از هزار و اندكى از بسيار است . مردم طبرستان به تقدس و ديندارى و سلامت نفس و ملايمت طبع و سادگى ، بر اغلب ممالك ايران رجحان دارند . مملكت ششم ايران « اهواز » است كه از آن مملكت ، جز آواز چيزى نمىشنوى . افسوس كه آن مملكت خراب شده و قدرى از آثار باقى مانده است . رودخانه‌ى آن پائين رفته و سد و پل آن خراب شده . از سلاطين ايران در دوره‌ى اسلامى ، ديگر كسى نيامده كه مثل شاپور ساسانى آن سد را ببندد و آب را به روى صحارى و برارى جارى سازد ، و فايده‌ها برد و شهرها تشكيل يابد ، و مدرسه‌ها برپا شود ؛ مثل : مدرسه‌يى كه سلمان فارسى در آنجا تحصيل كرده و آثار دار العلم ايرانيان در آنجا بوده است . چندان آثار ترقى در اين مملكت بوده است ، كه اكنون مورخ حيرت مىكند كه : چرا اين مملكت رو به انحطاط گذاشته و هيچ‌يك از سلاطين ايران بعد از اسلام ، در صدد مرمت و اصلاح آن بر نيامده‌اند ؟ و كنون ، آب رودخانه‌ى بزرگ به نشيب نشسته و اراضى در فراز مانده ؛ حاصلى برنمىآيد ، مگر به قدر قليل . در قديم ، اهواز كه مىگفته‌اند ، عبارت از نه شهر معروف بوده است ، كه از براى هر شهرى اسمى بوده و جمع آن‌ها به اهواز بسته مىشده است ؛ مثل فارس كه اسمى مشتمل بر استخر و شيراز و بهبهان ، كه اصلان اركان بوده ، و نيريز و كازرون و بيضا و كازرون و ميبد و جهرم و داراب دشتى و غيره و غيره ، الى آخر بوده است . و اسامى اين نه شهر ، به اهواز خوانده مىشده است . و اهواز لفظ جمعى است كه به لفظ مفرد ، يعنى : « هوز » ، خوانده نمىشده است . و اسامى آن نه شهر از قرار ذيل است : - رامهرمز ؛ عسكر مكرم ؛ تشر ؛ جنديشاپور ؛ سوس ، كه همان شوشتر حاليه باشد - يعنى : بهتر - و شرح طويلى دارد ؛ سرن ؛ نهرنيزى ؛ ايذح ؛ منانه . سبحان اللّه ! ابدا ، از بعضى اين شهرها ، كنون آثارى نيست و اسم آن‌ها قدرى مذكور است ؛ و من به حالت خراب در فارس توضيحى مىكنم . در تواريخ عرب كه هنوز ترجمه نشده ، اسم بعضى از اين شهرها شهرتى دارد و مطالبى متعلق به آن‌ها است . از آن جمله : يكى رامهرمز و ديگر عسكر مكرم و ديگر جنديشابور و ديگر شوش است ، كه عرب آن را « تستر » و عجم آن را « شوشتر » مىنگارد . در اين زمان ، بعضى از شهرهاى اين مملكت به كلى خراب شده ؛ و اهل ايران آن مملكت را « عربستان » مىنگارند . و از شهرهاى عربستان ، شوشتر كه « تستر » باشد و دزفول كه به اسم « باقلاء » ناميده شده و رامهرمز معروف و مشهور است ؛ باقى شهرها خراب است . و اصل اسم فارسى اين مملكت « خوزستان » است . ندانم كه عرب چرا آن را اهواز گفته است . و بعد از اسلام ، چون عرب‌ها بعد از فتح ايران در اين مملكت خوزستان ، كه اهواز باشد ، مرتع‌ها و منزل‌ها گرفتند ؛ لهذا ، اهل ايران اين مملكت خوزستان را عربستان ناميدند كه كنون هم در دفتر ، عربستان مىنويسند . چون هواى اين مملكت و بعضى از گرمسيرات شيراز ، شبيه به هواهاى گرم
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 301 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان / غلامحسين افضل الملك