وافى برد .
مملكت ديگر ايران « خراسان » است ، كه بسى وسعت دارد و داراى شهرهاى بزرگ پرفايده است . اسامى شهرهاى بزرگ آن ، از چهل متجاوز است . از راه تهران ، چون از بلوك خوار و ورامين كه گذشتى ، از اول لاسجر و سمنان و دامغان و شاهرود و بسطام ، ابتداى خاك خراسان است كه به سيستان منتهى مىشود و از طرفى قالب رود جيحون مىرسد . مرو و هرات جزء خراسان است ؛ كه كنون ، اين شهرها از تصرف دولت ايران خارج است و ندانيم عاقبت كار به كجا مىرسد . اسامى شهرهاى خراسان معروف است ، همهكس مىداند . قدر قليلى از ژغرافياى خراسان ، در كتابهاى « مطلع الشمس » نوشته شده . هركس خواهد ، رجوع به آنجا كند .
مملكت ديگر ايران « آذربايجان » است ، كه اهل اروپ آن را « اترپاتن » مىنويسند .
مملكت وسيعى است و داراى شهرهاى بزرگ است . از طرف تهران و قزوين ، خاك خمسه ابتداى خاك آذربايجان است كه منتهى به رود ارس مىشود . مملكت آذربايجان شهرهاى بسيار دارد ؛ لكن ، اين اوقات هفده شهر آن از جزء ايران خارج شده ، به تصرف دولت روس است .
در سلطنت خاقان مغفور فتحعلى شاه قاجار ، طاب ثراه ، به جهت امرى كه شرح آن طولانى است ، نزاعى بين ايران و روس واقع شد كه آن شهرها به تصرف روس درآمد و امر مصالحه وقوع يافت . ايرانيان به واسطهى كشتن سفير روس مقيم تهران « 33 » به اين بلا مبتلا شدند ؛ ولى ، ننگ كشته شدن سفير ، براى دولت روس بالاتر از اين است كه از ايرانيان هفده شهر رفته باشد . بارى ، پارهيى تحقيقات در اين خصوص هست ، كه مرا مجال نوشتن آن نيست . مورخين آينده كه به كتب متفرقه رجوع كنند ، از مطلب مستحضر خواهند شد .
خلاصه ، اهل آذربايجان سابقا ، تمام فارس زبان بودهاند . « و خشور سيمبارى » يعنى : زردشت هم از خاك قرهباغ بيرون آمده و اظهار نبوت كرده است ، كه اصل آن سرزمين همه فارس زبان بودهاند ؛ ولى ، دردورهى اسلامى ، بعضى حوادث و تاختوتازها در آذربايجان وقوع يافته كه سكنهى آنجا ترك شدهاند . نسبت اغلب اهل آذربايجان ، از انساب خارجه است كه تداخلى در آن واقع شده و فارس زبانان اصلى هم بالتبع مقهور شده ، به زبان تركى متكلم شدهاند .
مملكت ديگر ايران « طبرستان » است . هركس اطلاع كامل خواهد ، رجوع به « تاريخ طبرستان » كند كه ابو الحسن مرعشى نگاشته است ؛ و رجوع به « تاريخ رويان » كند . رويان را دراين زمان ، « كجور » مىگويند . مملكت گيلان ، كه بسى وسيع است ، با شهر استرآباد و گرگان و شهرهاى متعددهى مازندران ، جزء مملكت طبرستان است .
اين مملكت ، در آبوهوا و زمين و آسمان و كيفيات و كميات ، به كلى غير از ساير ممالك ايران است . سبحان اللّه ! چه نزاهتها ، چه سبزهها ، چه آبها ، چه كوههاى سبز در اين
هامش
( 33 ) - مقصود « گريبايدوف » است .