تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
پرورش يافته است . و غالب رجال قلمى اين دولت مظفريه هم ، در جميع ولايات ، از اهل آشتيان و تفرش و گركان و فراهان هستند . و اهل آشتيان ، بالنسبه ، به اهالى ساير اين امكنه سمت تشخيص و بزرگترى دارند . همت و يك جنبه بودن اهل آشتيان ، بالنسبه ، به همسايگان مجاور خود مسلم و معروف اهل اين زمان است . ولى ، در سابق كه عراق عجم مىگفته‌اند و در نقشه‌هاى جغرافى ايران را به شش مملكت تقسيم مىكرده‌اند ، يك مملكت « عراق » بوده است . و عراق عبارت از تفرش و آشتيان و گركان و فراهان و محل سلطان‌آباد و ساوه و قم و كاشان و اصفهان و تهران ، كه خاك رى باشد ، و ملاير و تويسركان و نهاوند و خزل و قزوين و يزد و اردكان و بروجرد و لرستان و كمره و گلپايگان و خوانسار و همدان و كنگاور و كرمانشهان ، تا حد پل زهاب ، و قصر شيرين بوده است . اينهمه شهرهاى بزرگ ، كه برترين اين شهرهاى بزرگ ، رى و اصفهان بوده است ، جزء مملكت عراق شمرده مىشده است . و خيلى از زمان‌هاى سابق ، اين مملكت را مملكت « مد » مىگفته‌اند ؛ و « مد صغير و كبير » معروف است . هركس خواهد ، رجوع به كتب ژغرافيا كند . و من از شرح و بسط آن ، كنون عجز دارم ؛ و مجال آن نيست كه رجوع به نقشه‌ها كرده ، تحقيق ديگران را در اين كتاب به اسم خود كنم و اظهار فضيلت آرم . كنون كه شرح مملكت عراق نگاشته شد ، از ساير ممالك ايران هم خوب است ، به‌طور اختصار ، نامى بريم و اشارتى كنيم . ما گفتيم كه ايران داراى شش مملكت بوده است : يكى « عراق » است ، كه شرح آن داده شد ؛ يكى مملكت « فارس » است ، كه اصل پارسيان و مملكت عجم در آنجا بوده و ساير امكنه از متفرعات آن مملكت بوده‌اند . سلاطين ساسانى و ساير سلاطين ايران كه مذهب اسلام داشته‌اند ، در شهرهاى آن مملكت بناها دارند . پاتخت حاليه‌ى آن مملكت ، شيراز است ؛ ولى ، در قديم پاتخت فارس شهر « استخر » ، كه به عربى « اصطخر » مىباشد ، بوده است . و اصطخر در دوازده فرسخى شيراز است ، و كنون مخروبه و ويران است . و تخت جمشيد ، كه شرح‌هاى طويل دارد و آثار آن تاكنون موجود است ، در آنجا مىباشد . فارس مملكتى است وسيع ؛ حد آن از طرف مملكت عراق ، ارجان ؛ و از سمت كرمان ، سيرجان ؛ و از جانب درياى هند ، سيراف ؛ و از جهت سند ، مكران . و داراى شهرها و كوره‌ها و رستاقات و بندرات عديده و ايالات است . صد و پنجاه فرسخ طول خاك فارس است ، و عرض آن هم تقريبا صد و پنجاه فرسخ است ؛ چندان اختلافى ندارد . اگر من بخواهم ژغرافياى مملكت فارس و شرح حال رجال آنجا را بنگارم ، سخن بسى به طول انجامد . ان شاء اللّه ، اگر خداوند توفيق چاپ كردن اين كتاب را به من داد ، شرح طويلى در باب فارس مىنگارد و اطلاعات خود را عرضه مىدارد . هركس خواهد بصيرتى در فارس پيدا كند ، به كتاب « فارس‌نامه‌ى » جناب حاجى ميرزا حسن طبيب فسايى و « آثار العجم » فرصت و به جلد اول « تاريخ سلاطين ساسانى » كه از تأليفات جناب ميرزا محمد حسين فروغى ، ذكاء الملك ، مدير روزنامه‌ى تربيت است ، رجوع كند كه بهره‌ى