تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
هستند ، كه چرا عنوان ايشان درباره‌ى ديگران نوشته مىشود ؛ و اصل نسب را در آباء مىدانند ، نه در امهات . خوب است كه جناب اعتضاد الدوله ، به مادر فخر نكنند و خود را « جناب » دانند نه « نواب » . حقيقتا ، ما گاهى زياد كشف مطالب و ايراد دقايق مىكنيم و حل معما مىنمائيم . اگر اين كتاب چاپ شود ، از بعضى مردم ديوث صفت شايد به ما صدمتى برسد و اسباب چينى كنند كه به من گزندى وارد آيد . ولى ، آنان كه انصاف دارند ، اگر سخن زشتى درباره‌ى خود در اين كتاب بينند ، نخواهند رنجيد ؛ و مىدانند كه بايد ترك معايب كرد . آنان كه انصاف ندارند ، به درجه‌يى مضمحل و پريشان وضع و بدكار و خيانت شعار و چرس‌كش و احمق هستند ، كه مجال دم زدن در اذيت مورچه ندارند ، چه رسد به بنده كه قدرى درستكار هستم ؛ و به جهت قدرى درستكارى ، راست‌گفتار هم شده‌ام ، كه گاهى از معايب بعضى مردم اشارتى كرده ، جرأت مىكنم : كه همگان كسب تهذيب اخلاق كنند . اگر كسى از من كدورت حاصل كند و در صدد عيبجويى برآيد ، من ، ان شاء اللّه ، پرده‌ى راز را بيشتر باز كرده ، بالصراحه ساير معايب بعضى از خانواده‌ها را كه اطلاع كامل دارم ، مىنگارم . اما ، خدا نكند كه چنين چيزى شود . گاهى كه در حال كسى اشاره به يك صفت ذميمه‌ى او مىكنم ، محض تنبيه خود و تذكار ساير مردم است ، كه به صفات مذمومه آلايش نداشته باشند . محمد تقى خان احتساب الملك ، پيشخدمت حضور همايون - پسر مرحوم عبد العلى خان اديب الملك ، پسر مرحوم حاجى على خان اعتماد السلطنه ، فراشباشى زمان سابق - ، به حكومت ولايت گلپايگان و خوانسار و توابع برقرار و روانه گرديد ؛ و حكومت گلپايگان و خوانسار از تحت حكومت شاهزاده ابو الفتح ميرزاى مؤيد الدوله ، حكمران عراق ، منتزع گرديد . ابو الحسن خان فخر الملك ، امير تومان ، كه از نجبا و والى زادگان كردستان است ، و در دوره‌ى ناصرى و اين دوره تقرب حضورى دارد ، به حكومت عراق عجم ، كه به اصطلاح حاليه عبارت از آشتيان و تفرش و گركان - به فتح كاف فارسى ، بر وزن همدان - و فراهان و سلطان‌آباد است ، منصوب و روانه شدند . و به جهت لفظ « عراق عجم » ، لازم شد كه ما تحقيق كنيم ؛ يعنى : تحقيق و قرارداد سابقين را بنگاريم . در اين زمان كه به اصطلاح دربار و اهل دفتر و روزنامه‌نگاران مىگويند : « فلان منصوب به حكومت عراق شد » ؛ يعنى : به حكومت آشتيان و تفرش و گرگان و فراهان و سلطان‌آباد منصوب شدند . هر محلى از اين اسامى خمسه ، داراى چهار صد و سيصد و دويست قريه‌ى معتبر و مزارع ممتده هستند . در اين پنج محل ، شهر بزرگى ديده نمىشود ؛ لكن ، شهرهاى كوچك و قصبه‌هاى معتبره دارد . و در دوره‌ى قاجاريه ، مثل مرحوم ميرزا بزرگ قائم‌مقام ، كه اصل اسم او ميرزا عيسى بوده ، و مثل فرزند او ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام ، سيد الوزراء صدراعظم دولت محمديه - يعنى : محمد شاه غازى ، طاب‌ثراه - و مثل مرحوم ميرزا تقى خان اميرنظام ، اتابك اعظم ، صدراعظم دولت ناصريه ، از فراهان بيرون آمده ؛ و مثل ميرزا يوسف مستوفى الممالك ، صدراعظم دولت ناصرى ، از آشتيان