السلطنه مىباشند كه معروف به صفات نيك هستند . من خيلى از ديدن او محظوظ شدم .
و در اين اوراق ، اين سخنان براى آن نگاشتم كه : آيندگان بدانند كه تمجيد من دربارهى او ، از روى خصوصيت نبوده است ؛ بلكه ، در تمام عمر ، دوبار او را بيشتر ملاقات نكردهام .
همين قدر مىدانستم كه احتشام السلطنه ، فرزند مرحوم اميرنظام ، خيلى لايق و قابل است ؛ لكن ، به رؤيت و ملاقات او را درست نمىشناختم ، كنون كه او را رؤيت كرده و آداب او را ديده ، حقيقت حال او را نگاشتم ؛ و به او و به بزرگتر از او ، احتياجى ندارم . همين قدر ممنونم ، كه او در خط درستى و راستى و ترويج علم و تربيت اطفال است ، و در اين شهر شهرتهاى خوب دارد .
در اواخر شوال و اوايل ذى القعدهى اين سال ، حكومت خمسه به عهدهى كفايت شاهنشاهزادهى اعظم ، سالار الدوله واگذار شد ، و ايشان به آن صوب تشريف بردند . و ديگر چيزى نمىگويم . . .
شاهزاده بديع الملك ميرزاى عماد الدوله ، كه در حكمت فلسفى و الهى و علوم خارجه استاد است - فرزند مرحوم امام قلى ميرزاى عماد الدوله ، حكمران قديم كرمانشهان ، كه از فضلاى آن زمان بوده است - ، به حكومت قزوين منصوب و روانه شد .
ميرزا رضاى صديق الدوله ، حكمران سابق مازندران و پيشكار سابق آذربايجان و وزير سابق دار الخلافهى تهران ، كه از وزراى بزرگ است ، چون به سن شيخوخيت و به قدس و كنارهجويى مايل است ، به منصب متولى باشيگرى و ادارهى توليت مقدسهى حضرت رضويه ، عليه السلام ، منصوب و مأمور گرديدند و مدير الدوله از توليت آنجا به دار الخلافه احضار شدند . در توليت صديق الدوله ، من بسى شكايتها از مردم شنيدم ؛ لكن ، نمىنگارم ، كه حقيقت آن را نمىدانم و مختلف شنيدم . « 32 »
در اين ماه ذى القعده ، اعتضاد الدوله ، امير تومان - پسر مرحوم محمد مهدى خان اعتضاد الدوله ، سر كشيكچى و حكمران سابق قم ، پسر مرحوم ميرزا محمد خان سپهسالار كه چندى صدارت ايران را داشته است - ، به حكومت قم منصوب و روانه شدند .
روزنامهنگاران ايران ، محض تملق ، اين اعتضاد الدوله را به عنوان شاهزادگى خطاب مىكنند و او را « اميرزاده » مىنويسند ؛ لكن ، ايشان عنوان شاهزادگى ندارند و اميرزاده هم نيستند . بنده ايشان را نواب نخواهم نوشت ؛ و ايشان عنوان « جنابى » دارند . اينكه اهل اين زمان و روزنامهنگاران ، عنوانات شاهزادگى دربارهى او مىنويسند ، محض اين است كه مادر مرحومهى محترمهى ايشان ، فخر الملوك است كه دختر قابل و كافى شاهنشاه شهيد ، ناصر الدين شاه ، طاب ثراه ، بوده است . به احترام آن مرحومه ، پسر او را كه از صلب مرحوم محمد مهدى خان اعتضاد الدوله بوده و شاهزاده هم نبوده است ، به عنوان شاهزادگى مخاطب مىسازند . و شاهزادگان اصلى اين دوره ، از اين فقره منزجر
هامش
( 32 ) - چند سطر را حذف كرده است ، بدين مضمون ؛ « همينقدر گويم كه : خرج آستانهى مقدسه را بر دخل آن افزودهاند و آستانه را مقروض ساختهاند . اگر از من كسى رنجش پيدا كند ، من شرح اين داستان را بالتفصيل بيان كنم . از آقاى صديق الدوله كه وزيرى درستكار و راست هنجار بوده است ، متوقع نيستم كه عمدا خبط و خطا كنند . »