جناب ميرزا محمود خان حكيم الملك ، وزير بنايى و قنايى و رئيس اطباء حضور مبارك ، گرديد .
وزارت پستخانهى ممالك محروسه كه با جناب معين الملك - فرزند جناب مستطاب امين الدوله صدراعظم - بود ، بعد از عزل صدارت ، اين وزارت به جناب مرتضى قلى خان صنيع الدوله ، فرزند مرحوم مخبر الدوله ، كه شرح حالشان در پيش گذشته است ، مرحمت شد ؛ و به قدر پنجاه هزار تومان بر پيشكش اين وزارتخانه به ديوان اعلا افزوده گرديد .
وزارت كليهى گمرك دولت عليهى ايران كه با جناب ميرزا محسن خان معين الملك بود ، بعد از عزل صدارت ، شرح دستخط مبارك به ميرزا فتح اللّه خان رشتى ، بيگلربيگى ، امير تومان ، كه از چندين سال رياست گمركات رشت و خراسان با ايشان بوده است ، واگذار گرديد . صورت دستخط همايون كه دربارهى ايشان شرف صدور يافته ، از قرار ذيل است : -
« چون ميرزا فتح اللّه خان بيگلربيگى از چاكران قابل و كافى دولت ، و در اين مدت كه ادارهى گمرك به عهدهى مشار اليه محول شد مراتب كفايت و كمال قابليت و صداقت را به ظهور رسانيد ؛ لهذا ، به موجب اين دستخط مبارك وزارت كليهى گمرك دولت را به عهدهى او محول و واگذار فرموديم . موافق دستور العمل جداگانه كه مقرر است ، به شرايط و لوازم خدمت مزبوره بپردازد . شهر محرم ، 1316 . »
اقبال الملك از حكومت يزد به تهران احضار شد ؛ و حكومت آنجا در جزء ادارهى جناب سلطان على خان وزير بقايا ، كه شرح حالش را در جلد سابق نگاشتهايم ، منضم گرديد . عدل الدوله ، پيشخدمت خاصهى حضور همايونى ، برادر مشار اليه ، از جانب ايشان به حكمرانى يزد مأمور شدند و به يك ثوب سردارى ترمهى شمسهى مرصع مخلع گرديدند .
به تصويب و تعيين وزير امور خارجه ، بعضى از اجزاء محترم وزارت خارجه كه صاحبان القاب شامخه هستند ، به كارپردازى و كارگذارى و جنرال قونسولگرى بعضى از ولايات داخله و خارجه مأمور شدند ؛ كه شرح آن از حوصله بيرون است . كليتا ، رسم ما بر اين است كه چندان از مأمورين وزارت خارجه به ولايات اروپ و داخله تعرضى نمىكنيم . از آن وزارتخانه ، ثبت صحيح و مرتب وراپرت يوميه به ما نمىرسد ؛ ما هم مجال تحصيل نداريم ، و نوشتن تغييرات جزئيهى آن اداره هم چندان اهميت ندارد .
حكومت ولايت همدان در جزء جلالت نواب و الا ، شاهنشاهزاده عضد السلطان ، فرزند سلطنت عظما ، واگذار گرديد . شأن ايشان ارفع از آن است كه به آن مقام روند ؛ لهذا از جانب ايشان ميرزا محسن خان مظفر الملك به حكومت آن ولايت روانه شدند ؛ كه در هر سال تفاوت عمل آنجا را ، كه علاوه بر ماليات است ، به صندوقخانه شاهزادهى معظم بفرستند . خوب است گاهى در شرح حال بعضى اشخاص تحقيقى شود . اين مظفر الملك بسيار باكفايت است و قدرى درستكار است . صفات حميده دارد . ولى ، از بعضى مردم بى غرض شنيدم كه : او در « مذهب تبوب » قدم مىزند . خيلى تعجب كردم كه شخص درست چگونه قدم به كجى مىگذارد . ولى ، اينها از فرط بىعلمى و ندانستن تاريخ است ؛ كه عامى محض نيستند و در علم و عقل هم محيط نمىباشند . در وسط مانده ، يك روى ورق را
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٢٧٥