تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
مبارك به جناب ميرزا عبد الرحيم خان قائم‌مقام ، كه از مشايخ وزراء و از سادات طباطبايى آذربايجان هستند و در رشته نسب با جناب مستطاب آقا مير رفيع آقاى نظام العلماء تبريز و جناب وكيل الملك وزير خلوت و ساير برادران ايشان از بنىاعمام مىشوند ، واگذار شد . جناب قائم‌مقام شخصا بدون شغل هم كه باشند ، محترم هستند . در سنه‌ى هزار و سيصد و نه ، در دوره‌ى شاه شهيد ، به انتخاب بندگان اقدس همايون ، كه در آن عصر در مملكت آذربايجان ولايت‌عهد و صاحب‌اختيارى داشتند ، به پيشكارى و وزارت آذربايجان منصوب و برقرار شدند . در واقع ، خود را به پله‌ى صدارت رسانيدند ؛ لكن ، از بس سلامت نفس و ملايمت طبع و كناره‌جويى از كار دارند و حرص نمىورزند ، از اين خيالات منصرف شده ، به كلى خود را مستغنى مىدانند . و شخصا در دولت محترم هستند و در اظهار هر عرضى و استدعايى ، مطلق العنان مىباشند . استيفاى وزارت وظايف تا اين تاريخ ، به عهده‌ى صدر الملك بود ، كه سابقا قدرى به فضل و درستى او اشارتى كرده‌ايم . اين اوقات ، بنا به استدعاى جناب قائم‌مقام استيفاى وزارت و اوقاف به عهده‌ى لياقت و درستى ميرزا جعفر خان آشتيانى ، وثوق الملك ، واگذار آمد . اين مرد واقعا لياقت اين رتبه را داشت . شخصا بدون كار هم كه باشد ، محترم است ، لياقت و متانت دارد . در دفتر . همه‌روزه ما با هم ملاقات مىكنيم ، و گاهى صحبتى در ميان مىآوريم . از روى حقيقت مىبينيم كه : ايشان در دفتر بر بسى از مستوفيان قديمى رجحان دارند . وقار و متانت و شخصيت ايشان ، بر همه‌كس واضح است . خط را نيكو نويسند . به ديدن و داشتن خطوط اساتيد ، مايل مىباشند . و با كمال وقار ، به مردم خوش سلوكى و تواضع دارند . سررشته‌دارى وزارت وظايف به عهده‌ى ميرزا غلامحسين خان احتشام دفتر راجع شد ؛ و او فرزند مرحوم ميرزا عبد الغنى مستوفى است كه بسى كفايت داشت . اين احتشام دفتر جوان است ؛ ولى ، مثل ميرزايان كارديده و زحمت كشيده ، در امور دفترى بسى چابك و چالاك است . با عموم مردم خوش سلوكى و تواضع دارد . در طبايع جميع مردم مطبوع و مستحسن واقع شده است . همه‌كس مىداند كه : من در ديوان ، مستمرى و وظيفه‌ى اهل علم را ندارم ؛ كه به اين جهت از وزارت و استيفاى مستمريات و وظايف تملق كنم . من هرچه دارم ، از مواجب ديوان است كه « خار مىخورم و بار مىكشم . » به طرز نوكرى خدمت مىكنم و نعمت مىبرم ؛ از روى تنبلى و مهملى مستمرى نخواسته‌ام و وظيفه نبرده‌ام . پس ، اينكه در اين تاريخ از اجزاء وزارت وظايف مختصرا شرحى مىنگارم ، محض اين است كه از عموم مردم درباره‌ى ايشان تمجيد شنيده‌ام . و خوانندگان اين تاريخ مىبينند كه : از بسى ادارات بزرگ تمجيدى ننگاشته‌ام ، و درباره‌ى اين وزارتخانه قدرى سخن رانده‌ام . باز بعضى اجزاء و حواشى در اين وزارت وظايف افزوده شده است ، كه مجال شرح آن را ندارم و شرح هر وزارتخانه‌يى را به اختصار مىنگارم . سخن كوتاه كن ؛ و اللّه اعلم . بايد به سر تاريخ رفت . وزارت مسكوكات و اداره‌ى ضرابخانه‌ى مباركه ضميمه‌ى ساير مشاغل و خدمات