اين وزير بزرگ طورى از روى سلامت نفس در انظار وزراء برترى و استيلا داشت ، كه من وقتى فرمان مواجبى به جناب نظام السلطنه ، وزير ماليه ، دادم و گفتم :
« مهر كنيد كه محل اين مستوفى در حق ورثه برقرار گردد ! » ، او با آنكه كمال قدرت را داشت ، گفت : « اى فلانى ! شاه ما وزراء را قسم داده كه به غير ترتيب كارى نگذرانيم و قبل از وقت به كار يكديگر مداخله نكنيم . چون برقرار شدن محل دربارهى ورثه فرمان جديد است و دستخطى درين باب خطاب به من كه وزير ماليهام صادر نشده است ، اول فرمان را به جناب وزير خلوت دهيد كه مهر كند و به صحه برساند ؛ آن وقت ، من و وزير داخله مهر مىكنيم كه از دفتر بگذرد و به دستور العمل ثبت گردد . اگر مىخواهيد ، من رقعهيى به وزير خلوت بنويسم كه او فرمان را به صحه برساند ، تا پس از آن من مهر كنم و از دفتر بگذرد . »
اين وزير ماليه به جهت صحت محل مىتوانست كه فرمان را مهر كند ، و محل ايراد واقع نمىشد ؛ لكن ، در غياب حفظ رتبهى وزير خلوت را كرده و صحيح اظهار داشت .
خلاصه ، جناب وزير خلوت محل وثوق عامه و خاصه بوده ؛ و الحق ، سزاوار تمجيدات وافره هستند كه من در نوشتن آنها قصور و اهمال دارم . ولى ، همينقدر عبارات در بارهى ايشان ، براى هوشمندان كافى است . و همهكس مىداند كه : ترتيب كار و مواجب من ، محتاج به تقويت ايشان نيست . من فقط تملقى كه بايد بكنم ، همان به صدراعظم ايران است ؛ كه دربارهى آنها هم اغراقى ننگاشته ، هرچه شرح حالشان از خوب يا بد بوده ، نگاشتهام . اگر دربارهى ساير وزراء تمجيدى به ميان آمده ، از روى حقيقتنگارى بوده است : كه ذكر صفات جميلهى ايشان ، سرمشق كار ساير وزراء و حكام خائن قتبان باشد .
بعد از عزل صدارت ، بعضى وزارتها ، مثل : وزارت مسكوكات و وزارت عدليه و تجارت و وزارت پست و وزارت وظايف و وزارت گمركات ، از پارهيى اشخاص گرفته شد و به بعضى ديگر واگذار گرديد ؛ كه در آخر اين جلد ، در بابى كه مخصوص تغيير ادارات است ، نوشته خواهد شد . چون وزارت داخله و رياست مجلس شورا و وزارت ماليه و وزارت تحريرات حضورى اهميت دارد ، و كليات امور دولتى در اين وزارتخانهها اصلاح مىشود ؛ لهذا ، شرح آن را در اينجا نگاشت .
پس از ترتيب و انجام اين مهام خطيرهى دربارى ، روز جمعه ، بيستم محرم الحرام اين سال هزار و سيصد و شانزده ، نظر به اقتضاى فصل ييلاق موكب مسعودهى پادشاهى از دار الخلافهى تهران حركت كرده ، تشريف فرماى عمارات ييلاقى صاحبقرانيه شدند ، كه در دو فرسنگى تهران واقع است .
از روز شنبه ، بيست و يكم محرم در حياط دربار صاحبقرانيه ، از طرف شخص سلطنت خيمهى عزا افراشته ، اساس تعزيهدارى حضرت خامس آل عبا ، عليهم آلاف التحيه ، را برپا داشتند . همهروزه ، در عشر آخر محرم ، هنگام عصر مجلس تعزيت و شبيه مصائب شهداى كربلا منعقد بود . مردم به عزادارى و سوگوارى حاضر مىشدند . و بندگان اقدس همايون در بالاخانه كه مخصوص جلوسشان بود ، حاضر شده ، درك فيض مىكردند ؛ و روز آخر ، نوحهگران و ذاكرين و عملهى خدمت را به انعام و خلعت وافره نواختند . به نواب موثق -
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٢٤٩