خراسان شد ، و فرزند ايشان ، نواب ابو الفتح ميرزا مؤيد الدوله ، به حكومت اصفهان منصوب گرديد ؛ چون حسين قلى خان به رأى زرين و فكر ثاقب معروف بود ، برحسب ارادهى عليه ، به وزارت مستقله اصفهان برقرار شد . و نيكو تمشيت داد و قنات آب حلال صفويه را كه باير و عارى بود ، جارى و سارى نمود . در سال اول ، به اعطاى گل كمر الماس ؛ و در سال دويم ، به حمايل و نشان سرتيپى افتخار جست .
در سال هزار و دويست و نود و يك ، به حكومت يزد برقرار و به لقب سعد الملكى قرين افتخار آمد . تخته پلهاى اطراف شهر را كه خراب بود ، از مال خود - بدون آنكه از دولت بخواهد - با گچ و آجر بساخت . و حمامى در طرف غربى عمارت حكومتى ، از سنگ مرمر بنا نهاد . و قنات « نه گنبد » را كه معدوم الاثر شده بود ، احياء كرد و آبش را به مجرا آورد .
در هزار و دويست و نود و دو ، به دربار دولتى و آمدن به تهران احضار شد . در سنهى هزار و دويست و نود و سه ، كه مرحوم يحيى خان معتمد الملك - مشير الدوله - به ايالت فارس منصوب گرديد ، به اقتضاى بصيرت و اطلاعى كه ايشان در آن صفحات داشتند ، او را براى معاضدت خود از خاكپاى مبارك استدعا كرده ؛ حكومت بوشهر و دشتى و دشتستان را به عهدهى ايشان گذاشت . و در آنجا كمال كفايت را به ظهور رسانيدند ، و بعد از ايالت مرحوم معتمد الملك به تهران آمدند .
در سال هزار و دويست و نود و شش ، شاهنشاه شهيد سعيد ايشان را به مرحوم محمد ابراهيم خان امين السلطان ، كه ركن بزرگ ايران و وزارت دربار و وزارت خزانه و وزارت حرمخانه و وزارت گمركات و بسى رتبههاى شامخه داشت ، سپردند كه از مشاغل مملكتى و مناصب دولتى وجودش را عاطل نگذارند . آن مرحوم هم ضبط غلات ديوانى ممالك محروسه را به معزى اليه مرجوع داشت . پس از سه سال ، كه مقارن هزار و دويست و نود و نه بود ، حكومت و گمرك بنادر فارس از ايالت فارس مجزا شده ، به عهدهى كفايت ايشان مسلم گشت . محض سهولت حمل و نقل اجناس به جهازات ، در بندرعباس احداث اسكلهيى نمود كه يك صد و بيست و پنج ذرع طول و بيست و پنج ذرع عرض دارد ؛ و بنيان « دار العلم » به طرز فرنگ در آن سامان نهاد .
در هزار و سيصد ، كه محمد ابراهيم خان امين السلطان به رحمت ايزدى پيوست ، جناب ايشان به دار الخلافهى تهران آمده ، حكومت بنادر را به محمد حسن خان برادر خود وا گذاشتند .
در هزار و سيصد و دو ، به تصويب حضرت مستطاب اشرف امجد آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، صدراعظم ، كه در آن سنه به وزير دربار اعظم و وزير اعظم مخاطب مىشدند ، به حكمرانى ولايات خمسه و طوايف افشار و دويرن منصوب شده ؛ سه سال به حكومت آنجا پرداختند . در آنجا ، دو معدن ذغال سنگ و يك معدن سنگ ملون ، كه براى ازارهى عمارت و ظروف كمال امتياز را دارد ، منكشف و مفتوح نمودند . هم در آن اوان ، بيع و شراى خالصه و رقبات ديوانى را در دولت عليه معمول داشتند . در اين سه سال حكومت ، اول به عصاى مرصع و دوم به خطاب جنابى و سومين سال به جبهى ترمهى
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٢٤٦