كفاف فراهم نبود ، در نظم ثغور و حفظ آسايش جمهور ، به نحوى بذل جهد نمودند كه احدى از اعراب بدوى و الوار وحشى قدرت خلافى نيافته ، مملكت منظم و مردم آسوده بودند . در سنهى هزار و سيصد و چهارده ، كه سال دويم اين ايالت بود ، از طرف اعليحضرت بندگان اقدس همايون به اعطاى يك قبضه شمشير مرصع از درجهى اول نايل شدند ؛ و در وسط اين سال ، به دار الخلافه و دربار همايون احضار گشتند .
در سنهى هزار و سيصد و پانزده ، در تهران به وزارت ديوانخانه عدليهى عظما و وزارت تجارت منصوب گرديده ؛ يك سال تمام ، دراعانهى ملهوفين و احقاق حقوق مظلومين مراقبتى كامل نمودند . در هذه السنهى هزار و سيصد و شانزده ، در روز پانزدهم محرم ، پس از عزل جناب مستطاب ميرزا على خان امين الدوله ، صدراعظم ، وزارت جليلهى ماليه و رياست دفتر استيفاء به جناب مستطاب نظام السلطنه مفوض آمد ؛ و ايشان از وزراى اربعهيى بودند كه حل و عقد امور دولتى و رتقوفتق كارهاى كشورى با ايشان بود ، و بسى هنر و رشادت در اين يك سال وزارت ماليه به ظهور رسانيدند .
يكى ديگر از وزراى اربعه ، كه در تغيير صدارت استقلالى وافى و استبدادى كافى يافتند ، و بدون مهر ايشان هيچ فرمانى صحيح نبود ، جناب ميرزا فضل اللّه خان وكيل الملك ، وزير خلوت ، وزير رسائل ، منشى دستخطهاى دولتى ، و مبلغ عرايض جميع وزارتخانهها و ادارات به حضور همايونى بود . اين مرد از سادات بزرگوار و از خاندان والاتبار است . برادر جناب مستطاب مير رفيع آقاى نظام العلماء تبريزى باشند ، كه از سادات طباطبايى هستند . شرح حال اين دو برادر با ساير اخوان ايشان ، در جلد اول و دويم اين كتاب نگاشته شده است . اگرچه ذكر ايشان قند مكرر است ؛ لكن ، ما را در اين اوان مجال تكرار ندادهاند .
وزير خلوت مردى است سليم النفس و عالى الهمه ، نجيبزاده ، صاحب خانواده ؛ محل وثوق و اعتماد خاطر خسروانى است . از كمالات ظاهره و صفات باهره و حسن خلق و سكوت در مجلس و ساده رفتار كردن و با مردم تواضع آوردن و طمع نداشتن و مال از كسى نخواستن ، بىنظير هستند ؛ ابدا ، خودبندى و زمينهسازى ندارند و در گذرانيدن كارها خودستايى و منتى نيارند . هزار گونه مزيت و برترى و قدرت و شوكت دارند ؛ ولى ، در كشيدن قليان و بعضى تقديم و تأخيرها ، مردمانى را بر خود مقدم داشته است كه سمت نوكرى به او داشتهاند ؛ و در اين كارها هم باز قصدش خودنمايى نيست . سخنى نمىگويد كه اشاره به تزكيه نفس خود كند ؛ با كمال سكوت و با كمال قدرت و با خانواده بودن ، مردمان را در منزل خود عزيز مىشمارد و طول و تفصيل نمىدهد . اين مرد در اين چند سال وزارت و تقرب خاص به سلطنت ، ممكن بود كه بسى آشوبها كند و از حكام و وزراء و مردمان متفرقه فوايد برد ؛ لكن ، نفس كريم و نجيب او با كمال قدرت ابا و امتناع از اين كار داشت . در تهران ، مجانا ، بلاعوض ، بسى كارها براى مردم گذرانيد كه فوايد عظيمه داشت و نگذاشت كه آنها به لفظ اداى شكرگزارى كنند .
هركس مىخواست اظهارى كند ، او مىگفت : « مرا خجالت ندهيد ! » و مردم را ديگر قوهى دمزدن نبود .
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٢٤٨