تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
حاضر باشند ، تازه براى نوبت زدن آمده بودند . وى پيش از طلوع آفتاب ، به دفتر حاضر بود و چاى در آنجا مىخورد . لختى مىگذشت ، كه فردا فردا آدمى در ديوانخانه حركت مىكرد . سه ساعت و چهار ساعت كه از روز مىگذشت ، تازه وزراء و ساير مردم متفرقه به ديوانخانه مىآمدند . چون مردمان كشورى او را به اين‌سان مواظب كار و خدمت ديدند ، على الصباح و على الفجر به نزد وى شتابيدند كه پيش از ازدحام عامه ، كار خود را صورت دهند . مكرر ، پيشكاران ولايات و مستوفيان به من گفتند كه : « ما از براى انجام كار ، خواستيم در خلوت جناب نظام السلطنه را ملاقات كنيم . هرچند روز سحر از جا برخاسته و سوار اسب شده به ارك آمديم و به دفتر رفتيم ، در حالتى كه اهل نقاره‌خانه نوبت مىزدند و آفتاب ندميده بود ، باز نظام السلطنه را در دفتر نشسته ديديم كه يك دو نفر نزد او بودند ؛ و ممكن نشد كه ما از او پيشقدم‌تر باشيم . » خود من هم يك دو سه روز ، كارى داشتم كه خواستم قبل از بودن كسى او را در دفتر بيابم و اظهار مطلب كنم . تا سه روز كه رفتم ، باز در نزد او انبوهى ديدم . تا يك روز ، سحر برخاسته و نماز كرده ، و چاى نخورده به دفتر شتافتم . هنوز آفتاب ندميده بود ، كه او را با يك نفر در دفتر نشسته ديدم . چاى خوردم و اظهار مطلب كردم . نه به طور مساعد و نه به طور غير مساعد ، جوابى به من مرقوم داشتند هنوز مرقومه‌ى ايشان را ، مض خوش‌خطى و خوش عبارتى در ضمن قطعات ذخيره كرده‌ام . من اين مطالب را براى آن مىنگارم كه : هركس اهل كار و اهل دنيا و محل حاجت مردم است ، بايد اين‌طور باشد كه در ايران على الصباح از جا برخيزد و به كار نشيند . طرز اسلام و سبك ايران اين است . اما ، در اروپ وضع طور ديگر است كه ربطى به اين امكنه ندارد . در تمام عمر خود ، بخصوص در دوره‌ى شاهنشاه شهيد سعيد ، تمام وزراء و اهل كار را ديدم كه به شرب عشيات و نوم غدوات مبتلا بودند . هريك سه چهار ساعت از روز كه بالا مىآمد ، به دربخانه آمده ؛ آن وقت هم ، هنگام خوردن ناهار بوده . و بعد از خوردن ناهار هم ، كسالت دست مىداده ، متفرق مىشدند . و اتفاقا كارى مىگذشت ، و امور مردم پس از قرنى اصلاح مىشد . ولى اين وزير را ديدم كه بر خلاف جميع مردم على الصباح به مجلس كار نشسته و نيامدن وزراء را مأخذ قرار نداده ، در مركز خود على الطليعه جلوس مىكرد . مردمى كه به او رجوع داشتند ، چون حال او را دانستند ، على الصباح از خواب بيدار شده ، به سوى او شتافتند و جواب صحيح يافتند . جناب نظام السلطنه كه به دفتر رياست يافت ، دستور العمل ولايات را كه قبل از او نوشته بودند و به مهر جناب مستطاب امين الدوله ، صدراعظم و وزير ماليه‌ى سابق ، رسيده بود ، به هم زد . حقوق هركس را كماكان به سر جاى خود نگاشت ، و به طور ديگر دستور داد كه كتابچه‌ى جمع و خرج ولايات را مستوفيان نگاشتند ؛ و به صحه‌ى همايونى رسانيده ، نزد حكام بلاد فرستاده شد . جناب مستطاب امين الدوله يك سال و كسرى صدارت كرد ؛ ولى ، به مهر او و امضاء او هيچ كتابچه‌ى دستور العملى به ولايات فرستاده نشد . اين‌ها خواست خداوندى است . « هزار نقش برآرد زمانه و نبود ، يكى چنانچه در آئينه‌ى تصور ماست ؛ الى آخره . و باز طور ديگر مىگويم : « چه رنج‌ها كه كشيدند و ديگرى آسود ،