مخاطب بودند . از زمانهاى پيش ، كليهى امتيازات جليله و نشانهاى اوليهى اين دولت را دارا شدند و اعتبارات وفره داشتند . اول كسى كه در ايران « پارك » ساخت و اين لفظ را متداول كرد ، او بود . بسيارى از نشانهاى بزرگ دول خارجه را دارا هستند . به وضع و قانون خارجه زياد مايل بودند و مىخواستند طرزهاى جديد به روى كار آرند : كه مردم آزاد و آسوده باشند ، ده سال قبل از آنكه به صدارت نايل شود ، رتبهى صدارت داشت و اول شخص بود ، و همگان آرزو داشتند كه او را صدراعظم بيابند ؛ ولى ، وقتى كه صدارت يافت ، تمام مردم از او برگشتند و بسى آشوبها كردند .
من كلمات علماء و عقايد مردم را دربارهى او نمىنويسم ؛ همينقدر ، از روى بىغرضى ، در كمال راستى اين چند صفحه را نگاشتم . اگر دوباره ، وقتى باز اين مرد بزرگ به صدارت نايل شود ، اميدوارم كه دربارهى من عفو و اغماض كند و بر عبارات و حقيقت نويسى من خرده نگيرد . من صفات ممدوحهى او را نوشته ؛ ولى ، اخلاص نورزيده .
روزگار اگر با او مساعدت نكرده باشد ، بر من و امثال من جرحى نيست .
كنون به سر مطلب اصلى برويم . در روز پانزدهم محرم الحرام اين سال ، كه هزار و سيصد و شانزده است ، قبل از ظهر كه جناب مستطاب آقا ميرزا على خان امين الدوله ، صدراعظم ، از صدارت معزول شد ، از مجلس محترم دربار برخواسته ، به منزل خود رفت . رأى جهانآراى شاهانه ، در همان آنچنين اقتضا كرد كه از براى انتظام امور ، هر شعبهيى از مشاغل بزرگ را مستقلا به وزيرى كارآگاه رجوع فرمايند ؛ و آنها را در كار و خدمت خود مسئول سازند . و كليات امور و اعمال سياسيهى دولت را ، به قانون و طرز دول معظمهى اروپ ، به صلاحديد و تصويب آراء وزراء و اعضاء مجلس شورا گذاشته . آنها را به حضور مبارك شاهانه احضار فرمودند و تأكيدات بليغ كردند كه :
هريك از روى بىغرضى به انجام خدمات دولتى مشغول باشند .
از براى وزارت داخله ، كه سؤال و جواب حكام و وزارتخانههاى جزء بايد با وزير داخله باشد ، كسى را لايقتر از جناب آقا ميرزا اسماعيل خان امين الملك ، وزير سابق خزانهى مباركه ، نديدند ، و او برادر جناب مستطاب آقا ميرزا على اصغر خان امين - السلطان ، صدراعظم سابق ، است كه به حال معزولى و بيكارى در خانهى خود نشسته ؛ هميشه در انديشه بود كه مبادا صدماتى بر او وارد آورند و مثل برادر خود از پايتخت خارجش سازند ، در قم يا بلدى ديگر به طور حبس نظر متوقفش دارند . در اين حال وحشت و اضطراب كه بود ، در همان روز پانزدهم ، حسب الامر مأمورى از طرف بندگان اقدس همايون به خانهى او رفت و وى را به دربار و تشرف حضور همايون احضار كرد .
او بر خود ترسيد و لرزيد . با حال اضطراب و رنگپريده ، از جا برخاست و به دربار آمد . وى از ترتيبات امروزه استحضارى نداشت ؛ لكن ، اجزاء دربخانه و دربار در ظرف دو ساعت مطلع شده بودند كه او را به جهت وزارت داخله احضار كردهاند . لهذا ، چون او به درب ديوانخانه و ارك حاضر شد ، آحاد و افراد نوكر تعظيم و تكريم او را به جا آوردند .
فراشان و غلامان در پيشاپيش او افتاده ، « طرقوا طرقوا » گفتند و مردم را پس و پيش كردند ، و به طور احترام او را وارد خلوت كريم خانى كرده ، به عمارت گلستانش
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٢٤٠