تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
شاهانه رسانيده و اجراء مىداشتند . وزراء ديگر به اين مجلس حاضر نشدند ، در دربار به اتاق وزير اعظم مىرفتند ؛ و در اظهار رايى كه مىداشتند ، ساكت و صامت بودند . چهار هزار تومان در سال ، براى ناهار اين مجلس از دولت مقرر بود . جناب امين الدوله از شخص سلطنت استدعا كردند كه : اين چهار هزار تومان به اضافه مواجب ايشان برقرار باشد . شاهنشاه شهيد سعيد قبول فرمودند . جناب مستطاب آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، كه در آن وقت وزير اعظم بودند ، اين فقره را امضاء كردند . ديگر مجلس دار الشورا تبديل به مجلس و محضر وزير اعظم گرديد . وزراء در آنجا جمع شده ، اگر وزير اعظم از ايشان چيزى مىپرسيدند ، جوابى مىدادند ؛ و الا ، حد آن را نداشتند كه در مقابل وزارت عظما و صدارت كبرا از خود مستقيما اظهار رايى كنند و پرخاشى نمايند . خلاصه ، سخن به طول انجاميد ؛ « الشيئى يذكر با لشيئى . » باز به شرح حال جناب امين الدوله پردازيم . در اسفار ثلاثه‌ى شهريار مبرور به فرنگستان ، هر سه سفر جناب امين الدوله ملتزم ركاب اعلا بودند . بودن ايشان در اين اسفار ، از واجبات بود . در دربارهاى دول معظمه‌ى اروپ ، در عداد وزراء بزرگ معرفى و پذيرفته شدند . چون دوره‌ى سلطنت مظفريه شد ، جناب مستطاب آقا ميرزا على اصغر خان صدراعظم بودن ايشان را در دربار دولتى و اقامت تهران صلاح نديده ؛ رأى مبارك شاهانه چنان اقتضا كرد كه ايشان را به پيشكارى مملكت آذربايجان روانه دارند . وى در ماه صفر سنه‌ى هزار و سيصد و چهارده ، به پيشكارى آذربايجان رفته ؛ الحق ، آنجا نيكو حركت كردند و مردم آن سرزمين را به تدبيرات چند از قحط و غلا نجات دادند . چند ماهى در آن مملكت به سر بردند . جناب مستطاب آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، صدراعظم كه در اواخر اين سال از صدارت معزول شدند ، چند ماهى مرحوم مخبر الدوله را وزارت داخله دادند ، و جناب مستطاب امين الدوله به امر دولت به دار الخلافه احضار شد . روز هشتم ربيع الاول سنه‌ى هزار و سيصد و پانزده ، به شرحى كه در جلد سابق اين كتاب گذشت ، بندگان اقدس همايون منصب جليل و خطاب نبيل وزارت عظما و رياست وزراء را ، از قرار شرح دستخط همايونى ، به جناب امين الدوله مفوض فرمودند و ايشان را وزير اعظم خوندند . در وقع ، ابتداى صدارت ايشان از هشتم ربيع الاول هزار و سيصد و پانزده بوده ؛ ولى ، تا سيزدهم رجب المرجب كار صدارت مىكرده و به لفظ وير اعظم مخاطب بودند . در سيزدهم رجب همين سال ، به امر دولت ، در دربار مجلسى منعقد شده ، مخاطب بودند . در سيزدهم رجب همين سال ، به امر دولت ، در دربار مجلسى منعقد شده ، وزراء و اهل قلم اجتماع كرده . از قرار دستخط مبارك ، ايشان به خطاب صدراعظم مخاطب گشتند و به انتها درجه رسيدند . شرح اين داستان را در جلد سابق اين كتاب نگاشته‌ام . به حال صدارت و رتق و فتق امور باقى بوده ، تا اينكه در پانزدهم محرم اين سال ، كه هزار و سيصد و شانزده است ، ايشان را از صدارت معزول كردند . ايشان ده ماه و هشت روز صدارت كرده‌اند ؛ كه چند ماهى به وزير اعظم و شش ماه و اندى به لفظ صدراعظم