تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و امير بهادر جنگ ، ديگر احدى از مقربان درگاه به او ارادت نداشتند و به صدارت او راضى نبودند ؛ و از حركات معين الملك ، فرزند او ، بسى آزردگىها داشتند . بعضى اشخاص به جناب امين الدوله گفتند : « چون حقوق مردم را از خرج ولايات برگردانيدى ، وحشتى در ميان آن‌ها افتاده كه بعضى سخنان مىگويد . » وى گفت : « من خواستم كه مردم از حكام ولايات تملق نكنند و به آه و ناله حق خود را نستانند ؛ بلكه ، به‌طور آسايش حق خود را از خزانه بگيرند . حال كه چنين است ، هركسى مىخواهد مرسومش در ولايات به خرج بيايد ، حكم به او داده مىشود كه مرسومش كما فى السابق به خرج ولايات به حال ابقاء باشد . » خلاصه ، مردم به وسايط و وسايل نزد او رفته ، به سروزير حكم گرفتند كه مواجب آن‌ها به كتابچه‌ى ولايات به حال ابقاء باشد . صيغه‌ى ابقاء بر صيغ دفترخانه افزوده شد و باز بيشتر از مواجب مردم ، كماكان به خرج بلدان نوشته شد . الحق ، جناب امين الدوله در برگردانيدن مرسومات از خرج ولايات به تهران ، سوء قصدى نداشت . فرضا ، اگر كم و كاستى در حقوق مردم مىشد و حك و اصلاحى به ميان مىآمد ، باز هرچه باقى مىماند ، قصد جناب امين الدوله اين بود كه حقوق مردم نقدا برسد و آسوده باشند . ولى ، اين مردم چندين سال ، پدر و پسر ، ديده بودند كه حقوقشان از ولايات زودتر مىرسد و از خزانه چيزى عايد نمىگردد ؛ و يقين هم داشتند كه صدارت امين الدوله دوامى نخواهد داشت و ابدى نيست كه در رسانيدن حقوق مردم از خزانه ساعى باشد . لهذا ، با خود خيال كردند كه حقوق ما از خرج ولايات به خزانه مبدل مىشود ، و فردا هم صدارت از جناب امين الدوله زايل مىگردد و كار به دست نااهلى مىافتد ؛ آن وقت ، دينارى به ما نخواهد رسيد . لهذا ، از اين عمل مضطرب شده ، به وحشت افتادند ؛ و در مذمت صدارت و بدنفسى او ، ترانه‌ها ساختند و افسانه‌ها پرداختند . اگر جناب امين الدوله اول چاه را كنده و بعد منار را دزديده بودند ، كار به اين هرج‌ومرج نمىكشيد . جناب امين الدوله در اجراء خيالات صحيحه‌ى خود ، طمأنينه و وقار داشتند و ديرتر از موقع كار را مىگردانيدند . اگر از اول ، خرج‌تراشى حكام را موقوف مىكردند و طورى سخت مىايستادند كه اقساط ولايات به خزانه برسد ؛ و وزارت خزانه را به كسى مىدادند كه ضعيف المال باشد و از دادن حقوق مردم نتواند تقاعد ورزد ؛ و از اول سال برات مردم صادر شده ، به شش قسط يا هشت قسط حواله مىشد كه وزير خزانه نقدا برساند ، و در اداى هر قسطى هفتاد روز وعده قرار ندهد ؛ آن‌وقت ، مردم كه پول خزانه را نقد مىديدند و خلافى تصور نمىكردند ، خودشان با لطبيعه استدعا مىكردند كه حقوقشان از ولايات برگردد و در تهران برات ركابى صادر شده ، از خزانه دريافت كنند . افسوس كه جناب امين الدوله خيالات خوب در آسايش مردم داشتند و مىخواستند كه مردم را به حد خود وا دارند . اما ، ندانستند كه مريض هشت هزار ساله‌ى ايران را به هشت روز نمىتوان معالجه كرد . مرور دهور ياقوت و زور مىخواهد كارهاى خراب شده‌ى چندين ساله را آباد كند . در ظرف پنج سال يا ده سال ، نمىتوان كارهاى ايران را اصلاح كرد . ولى ، جناب امين الدوله فورا خواستند به اصلاح كار