از بندر انزلى تا تهران مراسم تشريفات ايشان بهعمل آمد . سهشنبه ، نهم رمضان المبارك به تهران ورود كردند . نهايت تشريفات ، از مستقبلين و سوارهى دولت ، دربارهى ايشان بهعمل آمد . روز پنجشنبه ، يازدهم ، كه سوم روز ورود معزى اليه بود ، بعد از ظهر ، به ترتيبات مقرره از طرف وزارت تشريفات ، كالسكههاى خاصهى دولتى و فراش و شاطر ويساول به اندازهاى مقرر به سفارتخانهى روس رفتند ؛ وزيرمختار و اتباع ايشان را به دربار آورده ، به حضور همايونى مشرف شد . نامهى خود را تقديم كرده ، جواب مرحمتآميز شنيد . تشريفات اين سفير را فوق العاده فراهم كرده بودند ؛ و ما از نوشتن تفصيل آن ، به واسطهى عدم فرصت ، اعراض كرديم .
در وسط ماه مبارك رمضان ، جناب ميرزا عبد الوهاب خان ، وزير ماليه ، رئيس مستوفيان عظام ، نوادهى مرحوم ميرزا آقا خان صدراعظم نورى ، طاب ثراه ، از اين منصب بزرگ معزول شدند . با آنكه همشيرهى محرمهى جناب مستطاب امين الدوله ، صدراعظم ايران ، عيال ايشان بود و سابقا كمال يكجهتى و همراهى را با هم داشتند ؛ لكن ، در اين دوره كه جناب نظام الملك وزير ماليه بودند و از وزراى بزرگ محسوب مىشدند و در ايشان رتبهى صدارت بود ، در كار و دفتر و مواجب و مرسوم مردم از خود رأى و اختيارى داشتند و استبداد و استقلال وافر در ايشان بود . الحق ، در كارهايى كه به دولت خيانت نمىشد ، مردمدارى مىكردند و حكم تبديل مىدادند و در قطع مرسوم احدى نائل نبودند . استبداد رأى و استقلال عزم ايشان ، منافى ميل صدارت عظما بود . لهذا ، ايشان اقدامى كرده ، در خلع وى كوشيدند . برحسب امر و اشارهى سلطنتى ، ايشان از اين كار معاف شدند .
اين بنده ، على الرسم ، در آن شب در مجلس جناب نظام الملك ، كه رياست بر مستوفيان داشت ، حاضر بودم ؛ كه ناگاه ميرزا مصطفى صدر الملك ، مستوفى وظايف و اوقاف ، كه از خواص اصحاب و اجزاء جناب مستطاب امين الدوله صدراعظم بود ، از در درآمد و محرمانه از طرف صدارت عظما پيغام عزل آورد . ظاهرا حرفى شنيده شد ؛ لكن ، از قرينه معلوم بود كه ورود صدر الملك در اين مورد خبرى عظيم دارد . اهل مجلس آشفتند ؛ از آنكه ، به رياست مثل نظام الملك وزيرى مايل بودند كه با مردم همراهى مىكند و عرايض صاحبان مرسوم را به دولت رسانيده ، جوابهاى مساعد مىگيرد . خلاصه ، مجلس خلوت شد . هريك از اهل مجلس ، به اختيار و اضطرار ، مرخصى خواسته ، بيرون رفتند .
و على الصباح مطلب آشكار شد .
منصب وزارت ماليه را ، كه بعد از شغل صدارت وزارت بزرگى است و محل اعتنا و رجوع و حاجت عموم مردم است ، به جناب ميرزا ابو القاسم خان ناصر الملك ، مترجم حضور همايون ، وزير قورخانهى مباركه ، كه امروز در ايران اول ديپلوماسى و اول قاعدهدان و اول درست حساب و اول درست رفتار است ، مرحمت شد . اين وزير بزرگ از نجباى ايران است . اصلا از طايفهى قراگوزلوى همدان بوده ، پدردرپدر خوانينزاده و صاحب ايل و حشم و ضياع و عقار ، و سرباز بده بوده . همه از امراء نامدار و وزراى كبار بودهاند . جد ايشان مرحوم ناصر الملك ، وزير امور خارجه ، كه در آخر كار
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٦٩