تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نزديك بود تلف شوند . ولى ، به سلامت رفتند . اغلب مردم اواسط ، از نظاره‌ى بين راه محروم مانده ، از خانه‌ى خود بيرون نيامدند ، كه سورت سرما به ايشان اذيت نكند . خلاصه ، اين وصلت نهايت امتياز و شرافت را دارد . ولى ، بزرگترين كارى كه در عزل جناب مستطاب صدارت عظما فراهم آمد ، همين وصلت بود . اهل اين زمان كه از چگونگى اين قضيه درست اطلاع دارند ؛ لكن ، براى اطلاع و تجربت آيندگان مىنگارم . در سابق از زمان هر قدر كه ياد داريم و ديديم و شنيديم ، بين جناب مستطاب امين الدوله ، صدراعظم ، و بين جناب حاجى محسن خان مشير الدوله ، وزير امور خارجه‌ى حاليه كه سابقا معين الملك لقب داشتند و سفير كبير مقيم اسلامبول بودند ، طورى خصوصيت و يك جهتى بود كه دولت هم نمىتوانست در بين ايشان مغايرت اندازد . با آنكه جناب مستطاب صدراعظم ، قبل از صدارت اين دوره ، در زمان شهادت شاهنشاه شهيد سعيد ارجح و اعظم از ساير وزراء بودند ، طورى به حاجى محسن خان معين الملك ، سفير كبير ايران مقيم اسلامبول ، احترام مىكردند كه همه‌كس حيرت مىكرد . من به چشم خود ديدم كه : جناب مستطاب امين الدوله ، صدراعظم ، در گردش و عبور از محلات ، سوار اسب بوده ؛ ولى ، اسب حاجى محسن خان معين الملك سفير كبير ، كه موقتا به ايران آمده بود ، مقدم بر اسب ايشان بود . و مردم از اين احترام تعجب مىكردند . به هيچ‌وجه ، بين اين دو نفر مخالفت و مباينت نبود . جناب ميرزا محسن خان معين الملك ، كه از صلب جناب مستطاب امين الدوله ، صدراعظم ، به وجود آمد ، ايشان از فرط محبت و خلوص كه با جناب حاجى محسن خان معين الملك ، سفير سابق ايران به اسلامبول ، مشير الدوله و وزير امور خارجه حاليه ، داشتند ؛ اسم فرزند خود را « محسن خان » گذاشتند . چون حاجى محسن خان معين الملك لقب مشير الدوله يافت ، لقب معين الملك را براى فرزند خود ، محسن خان ، در دولت ناصرى مأخوذ داشت . و دختر عاقله‌ى بالغه‌ى كامله‌ى فاضله جناب حاجى محسن خان مشير الدوله را به حباله‌ى نكاح فرزند خود ، ميرزا محسن خان معين الملك ، درآورد ؛ و چند سال هم با هم زناشويى داشتند . و آن دختر در زمان سفارت پدر خود به اسلامبول ، تحصيل زبان خارجه كرده ، چندين معلم زنانه‌ى كامله داشته ؛ زبان فرانسه و تركى اسلامبول را مثل اساتيد ماهر و دانا شده ، زبان فارسى را هم كاملا مىدانست . و باز در صنايع و هنرهاى خانم‌هاى اسلامبولى ، مثل گلدوزى و غيره ، زحمت كشيده . خود را از عالم نسوانيت ، به رتبه‌ى رجال دانشمند رسانيده . اهل علم بود . چندان به شوهردارى و عالم جلافت و خوشمزگى نمىپرداخت . و چندان اعتناء و اتصال به شوهر نداشت . به واسطه‌ى همين حالت‌ها ، بين او و جناب معين الملك برودت حاصل شد . چندان با هم وفاق نداشتند . و چندين مدت ، به واسطه‌ى احترام دوستى كامل كه بين پدران اين زن و شوهر بود ، از هم نگسيختند ؛ با هم به طور احترام سازگارى داشتند . لكن ، محبتى در ميان نبود . آخر الامر ، برودت به منتها درجه رسيد . چندى بود كه دختر جناب مشير الدوله از خانه‌ى شوهر قهر كرده ، به خانه‌ى پدر توقف داشت . لكن ، از طرفين سخنان درشت و سخت اظهار نشد و خواهش طلاق در ميان نيامد . در اين چندماهه ، كه كار صدارت
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 167 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان / غلامحسين افضل الملك