به ايالت خراسان نائل شدند و از كار ايالت استعفا و كناره داشتند ؛ در آن دوره تا حال ، منفرد و وحيد بودند . عقل و درستى و متانت ايشان ، واقعا بيرون از حد توصيف است .
در بيست كرور جمعيت ايران ، در هردوره ده نفر چنين اشخاص بزرگ درست ظاهر شوند ، كه احدى جز اقرار و تصديق انكار ايشان نتواند كرد .
خلاصه ، چون وزارت ماليه به جناب ناصر الملك تعلق يافت ، كارهاى دفترى ترتيبى ديگر گرفت . به رشوه و تقديم دادن و دم اين و آن را ديدن ، برات غلط و فرمان اشتباهى از دفتر نمىگذشت . به ابلاغ فلان مقرب دستگاه سلطنت و شارلاتانى فلان . . . طرار شعبدهباز ، محال بود كه عملى بىپا و كارى بى جا بگذرد . و بسى تقديمات و وجوه نقديه ، تا دويست تومان و پانصد تومان ، محرمانه نزد جناب ناصر الملك آوردند كه از عمل نيمهتمام سابق صرفنظر كند و آن عمل را امضاء نمايد ؛ ابدا نپذيرفت . اگر حساب حكام در دفتر مىگذشت ، و يكى از واليان ، محض خرج تراشىهاى بىپايى كه كرده بود ، پنج هزار تومان تعارف مىداد كه بيست هزار تومان خرجتراشى او ممضى شود ، به هيچوجه كار پيشرفت نمىكرد . تمام مردم مأيوس بودند كه كارى به غلط بگذرد ، يا اغماضى در ميان آيد . اين وزير ماليه به دولت خيانت نكرد و از مداخل صرفنظر داشت ، و امانت ورزيد .
و محض غرض ، به تضييع حقوق و پامال كردن مرسوم مردم ، در حضرت صدارت راهنمايى ننمود . و با مستوفيان و ارباب حوائج ، كمال احترام را منظور داشت . در يك قضيه كه جزيى خلافى بود ، اقدام نمىكرد . ولى ، در اظهار مطلب خشونت و بدخويى و تهور نداشت ؛ بلكه ، اگر از . . . يا شخصى بىشرمى ، تندى و سخن ناملايم مىشنيد ، هتاكى نمىكرد كه او را از مجلس بيرون كند يا آزارى رساند .
از كار روگردان نبود ؛ طفره نداشت . در روزهاى گرم ، از صبح تا دو ساعت از شب رفته ، مشغول رسيدگى و ترتيب دستور العمل ولايات و تصحيح فرمان و برات بود . در وسط روز كه هوا گرم بود ، مخصوصا براى مستوفيان حاضر كه گرم كار بودند ، شربتهاى مبرد و به ليمو حاضر مىآوردند . قليانهاى خوب و چاى بسيار ممتاز ، بر سبيل استمرار بود . نوكرهايش در كمال ادب و خوشسلوكى و بىطمعى ، بدون آنكه به عزب دفتر يا محررى بىاحترامى كنند ، حاضر خدمت بودند . سفرهى ناهارش ، در دفتر و خانهاش ، به قدرى تميز و صحيح و بدون تقلب ناظر بود ، كه آدمى متحير مىماند . من در دفتر ، از مستوفيان پيرمرد تمجيد سفرهى مرحوم ميرزا محمد قوام الدوله ، پدر معتمد السلطنه ، را كه وقتى مستوفى الممالكى و رياست دفتر را داشته است ، زياد از حد شنيده بودم . و بعد از قوام الدولهى مرحوم ، چندين نفر رياست و وزارت ماليه و مستوفى - الممالكى داشتهاند . ناهار هيچكدام تميزتر از ناهار جناب ناصر الملك نبوده است .
اين مرد ديپلوماسى با علم بىتهور بىتكبر ، كه خودبندى و خودپسندى نداشت ، امانت ورزيد و مداخل را كنار گذاشت ، و احترام كرد و سفرهاش در كمال نظافت گسترده بود . هنوز از استصوابى ولايات و خرج سفره دينارى عايد او نشده بود ، كه پس از عزل صدراعظم ، - چنان كه شرحش بيايد - عزل او فراهم آمد ؛ و چهار و پنج هزار تومان در اين خدمتگزارى ضرر كرد . عزل ايشان ، نه از اين بود كه دولت با وى
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٧٠