فرمانروايان تترچه اسم داشتهاند ، از كشف اين مطلب عاجز مىشدند . و بسى قضاياى مهمه هست ، كه در نزد ما از حالات گذشتگان مجهول و مبهم مانده است . در اين زمان ، كه قدرى اسباب سهولت كار به واسطهى تلگراف و راهآهن فراهم است و دول با هم مىتوانند مراوده و مكاتبه داشته باشند ، چه ضرر دارد كه ما به مناسبت مقام ، اسم سلاطين معاصر را بنگاريم كه مورخين آينده در كشف مطلبى و بيان تاريخ اين زمان معطل نباشند ؟
بعضى در اين زمان ، به واسطهى اطلاعى كه دارند ، شايد بعضى بيانات مرا حشو و زيادى دانند . لكن ، مورخين آتيه ممنون و مشعوف مىشوند كه من بعضى جزئيات و كليات امور دول و ملل اين دوره را براى ايشان بيان كردهام . اميدوارم كه « ژغرافياى » دول مزبوره و تعداد نفوس آنها را هم به طور اختصار در اين كتاب بنگارم ؛ و در آخر همين جلد ، كه وقايع سال هزار و سيصد و پانزده ايران را نگاشته ، از جميع دول كوچك و بزرگ ربع مسكون اسمى برده و وضع آن مملكتها را به طور فهرست بنگارد .
روز چهارشنبه ، هيجدهم شعبان المعظم اين سال ، بندگان اقدس شاهنشاهى به عزم تفرج و شكار ، از دار الخلافه تشريففرماى دوشان تپه شده ؛ در آنجا ، پنج شب اقامت فرمودند . و غالب روزها ، در حدود آنجا و كنار تپهها ، به سوارى و شكار مشغول بودند .
عصر روز دوشنبه ، بيست و سوم ، به مقر سلطنت عظما معاودت فرمودند .
محض ارتفاع مقام صدارت عظما و ارتقاء رتبهى خاندان ايشان ، جناب ميرزا محسن خان معين الملك ، وزير گمركات و وزير پستخانهى ممالك محروسهى ايران ، فرزند يكتاى جناب مستطاب آقا ميرزا على خان امين الدوله ، صدراعظم ، كه جوانى پير و شخصى باتدبير است ، و از خط و كمالات و فضل و هنر ايران و خارجه بهرهى وافى دارد ، به شرف مصاهرت سلطنت عظما نائل گرديد . روز دوشنبه ، شانزدهم شعبان المعظم ، در تالار گالرى ، كه از ابنيه و عمارات سلطنتى دورهى ناصرى است ، مجلس عقدى در كمال عظمت منعقد گرديد . برحسب دعوت مخصوص صدارت عظما ، شاهنشاهزادگان عظام و شاهزادگان كرام و وزراء فخام و امراء با احتشام و جناب مستطاب آقا ميرزا سيد على اكبر مجتهد تفرشى و جناب مستطاب آقاى امام جمعه و برخى از علماء اعلام ، در اين مجلس حضور داشتند . نواب مستطاب عليهى عاليه ، فخر الدوله ، از كريمات معظمه و بنات محترمهى سلطنت عظما ، را در اين روز براى جناب ميرزا محسن خان معين الملك عقد ازدواج بستند . و اهل مجلس پس از اداى مراسم تهنيت ، با كمال خرمى صرف شيرينى و شربت كردند .
شب چهارشنبه ، بيست و پنجم ، هم بساط سور و مجلس جشن اين عروسى در درب حرمخانهى جلالت مرتب گرديد . تمام رجال دولتى به صرف شربت و شيرينى دعوت بودند . در آن شب كه اين عروس را از حرمخانهى جلالت عظما به مجلس زفاف ، به پارك جناب مستطاب صدراعظم ، مىبردند ، شب بسيار سردى بود . خيابانهاى بين راه را طاق نصرت زده ، چهل چراغ و فانوسها آويخته ، روشن كرده ؛ و سربازان صف كشيده بودند .
سربازان از كثرت سرما ، تا ساعت پنج از شب رفته ، با آنكه آتشها برافروخته بودند ،
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٦٦