تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
شه به هر سو كه نظر كرد مر او را مىديد * چون دل مرد خدا جوى كه گرم طلب است نايب السلطنه را كيست اتابك ، دانى ؟ * آنكه صد گنج لاليش نهان در دو لب است جوهر فضل ، « هدايت » كه سراپاى جهان * ز آتش فكر فروزنده‌ى او ملتهب است تا دم صور بماناد از اين سور نشان * كه تهى زاو همه آفاق ز رنج و كرب است
اين « هدايت » را كه قاآنى در اين قصيده ذكر نموده ، تخلص رضا قلى خان طبرستانى ، معروف به لله باشى است . لله باشى اول من ، ميرزا فضل اللّه تبريزى است كه لله‌ى مرحوم ، برادرم بود ؛ چون ميرزا فضل اللّه را از لله باشيگرى من اخراج كردند ، مرحوم رضا قلى خان ، متخلص به هدايت ، به لله باشيگرى من منصوب و برقرار گشت . و او مردى اديب و شاعر و با كمال بود . و از پرتو نوكرى من ، در حضرت شاهنشاه مبرور - مقصود محمد شاه غازى ، طاب ثراه ، است - ترقيات بسيار كرد و مورد مراحم كلى گرديد . و دو پسرش ، على قلى خان و جعفر قلى خان ، در نزد من پيشخدمت بودند . بعد از رحلت پدرم ، محمد شاه غازى ، كه بخت از من برگشت و برادر بزرگوارم ، اعليحضرت قدرقدرت ، ناصر الدين شاه ، روحى فداه ، به تخت سلطنت جلوس فرمود ، اين پدر با پسران از نزد من رفتند ؛ و رضا قلى خان چندى از طرف دولت ، رياست مدرسه‌ى دار الفنون يافت ، و روضة الصفاى ناصرى را ، در شرح حال سلاطين صفويه و افشاريه و زنديه و قاجاريه ، تأليف كرد . و از آن تاريخ ، به پاره‌يى ملاحظات ، شرح حالات مرا بسيار مختصر نوشته و عدم انصاف ورزيده است . بعد از چندى ، پسرانش ترقى يافته ؛ در دولت ناصرى ، على قلى خان به مخبر الدوله لقب يافت و به وزارت تلگرافخانه كه تازه در ايران تأسيس يافته بود ، و به وزارت علوم منصوب شد . مخبر الدوله ، وزير علوم ، همان است كه در اين سنه وزارت داخله يافته و شرح حالش در اين تاريخ نوشته شد . و جعفر قلى خان ، پسر ديگر رضا قلى خان ، نير الملك لقب يافت و رئيس مدرسه‌ى دار الفنون و مريضخانه‌ى دولتى گشت . خلاصه ، به سر مطلب برويم . طوى بيگى جشن تطهير من از طرف دولت محمديه ، ميرزا نبى خان قزوينى ، امير ديوان ، بود . ميرزا نبى خان ، امير ديوان ، پدر مرحوم حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله ، سپهسالار ، صدراعظم دولت ناصريه است . مشار اليه در عروسى وليعهد ، كه اعليحضرت ناصر الدين شاه سلطان حاليه است ، هم طوى بيگى بود . خوب است چيزى را كه به خاطر دارم بگويم : تا تو اى فرزند ، آن را بنويسى ! چون گلين خانم ، دختر مرحوم احمد على ميرزا - پسر مرحوم فتحعلى شاه ، طاب ثراه - را در زمان سلطنت پدرم ، محمد شاه غازى ، به جهت اعليحضرت ناصر الدين شاه ، كه در آن وقت سمت ولايت‌عهد داشتند ، عقد نمودند و بناى عروسى را گذاشتند ، محمد شاه ، طاب ثراه ، با جميع خانواده‌ى سلطنت به علت حرارت هوا در ييلاق نياوران ، كه دو
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 113 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان / غلامحسين افضل الملك