نشان « الكساندر نفسكى » مرصع با حمايل مخصوص آن به آن مرحوم داده شد ؛ و فرزند آن مرحوم ، نواب محمد ميرزا - ملك آراى حاليه - در عضويت اين سفارت به نشان « سنت آناى غير مرصع » از درجهى اول با حمايل آن سرافراز گرديد .
و شاهزادهى مرحوم از اين سفارت كه به ايران مراجعت كرد ، به منصب وزارت عدليه و تجارت سرافراز بود . و در اوايل شهر ذى القعده ، امر و مقرر شد كه به ايالت خراسان منصوب و روانه شود ؛ كه اجل مهلت نداد و او را به عزلت راه گشاد . اين شاهزادهى بزرگ در ايران به تمام امتيازات و علامتهاى دولتى نائل شده ، نشان قدس هم به ايشان مرحمت شد . ولى ، عمرشان به آنجا نرسيد كه به امتياز نشان اقدس هم ، كه آخرين نشان دولت ايران و منتها درجهى امتيازات است ، نائل شوند - رحمت اللّه عليه .
از اتفاقات حسنه : در اين ايام كه اين بنده به نوشتن شرح وفات مرحوم ملكآرا مشغول بودم ، با فرزند ايشان ، نواب محمد ميرزاى ملكآرا ، مجلس انسى و محفل قدسى دست داد . و سالها است كه حضرت ايشان با بنده مهر و محبت مخصوصى دارند . از آن وجود بابركت خواهشمند شدم كه در شرح حال مرحوم ملكآرا ، پدر بزرگوارشان ، چيزى بر اطلاعات من بيفزايد و مرا از همراهى خود قرين امتنان دارند . ايشان قبول كرده ، روز ديگر رسالهيى در پاكت گذاشته ، نزد من فرستادند ؛ كه هرچه بخواهم از روى آن رساله التقاط كنم . نصف اين رساله ، از تقريرات مرحوم ملكآرا بوده كه سرگذشت خود را به طور اشاره و اختصار به فرزند خود ، ملكآراى حاليه ، بيان كرده و ايشان نوشتهاند . خطابات ايشان در تقرير خود به ملكآراى حاليه ، « اى فرزند » بوده است ؛ كه من عين اين كلمه را هم مىنويسم . نصف ديگر اين رساله ، تقرير و تحرير خود نواب محمد ميرزاى ملك آراى حاليه است ؛ كه شرح سفارت پدر بزرگوار خود را به روسيه نگاشته و وفات آن مرحوم را در دوشان تپه ، مشروحا در آخر آن رساله قلمى ساخته است .
چون از براى آيندگان زيادت اطلاع و مزيد عبرت حاصل مىشد ، عين تقريرات مرحوم ملكآرا كه به فرزند خود خطاب كرده است ، در اين كتاب مىنگارم ؛ و بعضى كلمات و عبارات را به اختصار بيان كرده است ، توضيحى مىآورم : كه نه ايجاز مخل باشد و نه اطناب محل .
صورت رساله از قرار ذيل است « 14 »
اين جزء مختصرى است از حالات و مقالات مرحوم مغفور ، شاهزاده عباس ميرزاى ملكآرا ؛ كه گاهى ، در ايام بيكارى ، از جهت تربيت و يادآورى اين بنده كه فرزند ايشان بودم تقرير مىفرمودند و بنده ثبت كردهام .
والدهام خديجه سلطان ، صبيهى مرحوم عبد الرحمان بيگ است كه به موجب شجره
هامش
( 14 ) - رسالهى فوق ، اضافاتى دارد بر « شرح حال عباس ميرزا ملكآرا » - به كوشش عبد الحسين نوائى ، با مقدمهى عباس اقبال آشتيانى ؛ تهران : انتشارات بابك ، 1353 - و نيز تفاوتهايى با متن آن اثر .