و پسر ديگر آن مرحوم ، ميرزا نصر اللّه خان نصير حضور ، و نور اللّه خان اعتضاد خلوت و ميرزا عبد الله خان اعتضاد حضور ، در سلك پيشخدمتان همايونى مشغول خدمت هستند و هريك داراى لياقت و كفايت مىباشند .
ميرزا فتحعلى خان صاحب ديوان ، پسر مرحوم ميرزا على اكبر قوام الملك شيرازى پسر حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله - صدراعظم آقا محمد خان ، شاه شهيد ، سر سلسلهى قاجاريه و صدراعظم دولت خاقان مغفور ، فتحعلى شاه ، طاب ثراه - ، در ماه رمضان اين سال ، كه هزار و سيصد و چهارده است ، به قولنج وفات كرد . وى از وزراى بزرگ بود كه به پيشكارى آذربايجان و وزارت فارس و ايالت خراسان و بعضى مشاغل بزرگ ديگر عمر را به انتها رسانيد . در اصل تاريخ كه چاپ مىشود ، ان شاء اللّه ، شرح حال او و اجدادش را مفصلا مىنگارم .
سلطان المتالهين ، السيد السند و الحكيم المعتمد ، آقا ميرزا ابو الحسن ، متخلص به جلوه ، كه از متالهين زمان و فيلسوف بزرگ ايران بود ، شب جمعه ، ششم شهر ذى القعده ، به مرض حبس البول و اسهال از دار فنا به دار بقا شتافت . روز جمعه ، جنازهى آن مرحوم را با احترامى تمام ، كه جمعى از علماء اعلام و طلاب حكمت از شاگردان او كه ملتزم تشييع جنازه بودند ، حمل كرده ؛ در بيرون شهر دار الخلافه ، در جوار مقبرهى شريفهى صدوق معروف به ابن بابويه ، عليه الرحمه ، دفن ساختند و مقبرهى مخصوص براى آن مرحوم بنا نمودند . تا سه روز ، در تهران ، در مسجد سيد عزيز اللّه مجلس فاتحه و تعزيت آن مرحوم را منعقد داشتند . آن مرحوم اصلا از اهل اصفهان بود و متجاوز از چهل سال در دار الخلافهى تهران در مدرسهى دار الشفاء مقيم ، و به افادت و افاضت علوم عقليه مشغول بود ؛ و تا آخر حيات ، متجاوز از هشتاد سال داشت . ثروت و غنا و اسباب ظاهرى ايشان ، در نهايت تجمل و آراستگى بود . كمال استغناى طبع را داشت ؛ از دولت وزراى مملكت هرگز اضافه مرسوم و مقررى و انعام نخواست و به احدى زحمت نمىداد ، و در كمال سهولت و راحت و داشتن وجوه نقديه گذران مىكرد . به مجالس اين و آن مراوده نمىنمود ؛ و حال آنكه ، پذيرايى او را همهكس به جان خريدار بود .
در دورهى ناصرى ، كه هزار حكيم و فيلسوف در تهران بود ، سه استاد كامل داشتند :
يكى مرحوم آقا رضاى قمشه ، و يكى مرحوم آقا على ، و يكى مرحوم آقا ميرزا ابو الحسن جلوه بود ، كه همهكس از حوزهى تدريس و افاضت ايشان استفاده مىكرد . آن دو تن در همان دورهى ناصرى ، به سفر بقا رحلت كردند ؛ اشاعهى علوم عقليه منحصر به مجلس درس مرحوم ميرزا ابو الحسن جلوه شد ، كه طلاب علوم صبح و عصر در آن محضر شريف ازدحامى داشتند و استفاضتها مىكردند ، و آنجناب همهوقت به اشاعهى علوم و نشر دلايل حكميه مىپرداخت . الحق ! وجود كاملى بودند . شعر را نيكو مىسرودند . اقوال ايشان در شعر ، محل اعتناى اساتيد بود . به سبك ناصرخسرو علوى از خود ايشان ، كه
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٠٦