با بنده الطافى بىاندازه داشت ، اشعارى شنيدم كه نظير آن را كمتر شنيده بودم .
هريك از حكماى بزرگ كه در تهران بودند ، گاهى بعضى عقايد از خود اظهار مىكردند كه علماء ايشان را تكفير مىكردند . اين حكيم دانشمند طورى تدريس مىكرد و به قسمى در حفظ زبان و اظهار رأى خود متانت داشت ، كه ريبى در او نديدند و عيبى در او نگرفتند . نزد مجتهدين و علماء بزرگ فقه و اصول ، فوق العاده محترم بود . بر كلمات قوم اطلاعى كامل داشت . عين عبارات هريك از اساتيد سابق را از حفظ مىخواند .
قول مؤلف و مخالف را در وقت درس گفتن بيان مىكرد ؛ ولى ، از خود اظهار رأى و عقيدتى نمىنمود كه طرف عتاب و خطاب طلاب واقع شود ؛ دائما ، از شوارع سلامت عبور مىكرد . وقتى ، يكى از دوستان حقيقتخواه از وى سؤال نمود كه : « آيا بعد از مردن ، خبرى هست ؟ » آنجناب جواب چنين داد : « گمان مىكنم كه يك خبرى باشد و بودن خبر را از نبودن بيشتر احتمال مىدهم ! » انتها .
عمدهى درس و تعلم آنجناب نزد مرحوم ميرزا محمد حسن ، پسر مرحوم آخوند ملا على نورى ، بوده است كه از اساتيد آن دوره محسوب مىشده است . و يك چندى هم در خدمت مرحوم حاجى محمد جعفر لنگرودى ، كه از اجلهى شاگردان آخوند ملاعلى نورى بوده است ، سمت تلمذ داشته است ؛ چنان كه ، مرحوم آقا محمد رضاى قمشه هم چندى از شاگردان همين حاجى محمد جعفر لنگرودى بوده و چندى هم نزد مرحوم حاجى سيد رضى حكمى ، پدر مرحوم آقا سيد محمد شمس الادبا ، كه جد جناب آقا سيد رضا شمس الادباى عاليه است ، تملذ داشته است . اين بنده هم در محضر مرحوم آقا محمد رضاى قمشه گاهى حاضر بود ، و هم گاهى در محضر ميرزاى جلوه حضور مىيافت و از « زاد المسافر » ناصرخسرو علوى و اشعار و تاريخ و ادبيت صحبتها به ميان مىآمد . در محاورت اين دو نفر ، ديدم كه هيچيك آن ديگر را استاد نمىدانست و هريك به چشم حقارت درهم نگاه مىكردند . آقا محمد رضا يك جوش و خروش و كر و فر بىاندازه داشت و در كلماتش اسط و قسط و بىپروايىها بود ؛ و از خود ، يا به غلط ، يا به صواب ، اظهار رأى و عقيدت مىنمود . ولى ، ميرزاى جلوه به طمأنينه و وقار و حلم سلوك كرده ، بر كلمات قوم خبير و بصير و آگاه و محيط بود ، و برهان جميع فلاسفه را به اصل عبارت آنها بيان مىكرد ؛ ولى ، از خود به هيچ وجه اظهار رأى نداشت ، مجلسآرايى و خلط مبحث و سفسطه در ميان نمىآورد . و به همين جهت بود كه چهل سال بيشتر در تهران تدريس كرد و احدى او را تكفير ننمود . و آقا محمد رضا با آن كر و فر كه به تهران آمد ، در بساط درس ميرزاى جلوه سكته و خللى وارد نياورد ؛ ولى ، دربارهى خود آقا محمد رضاى قمشه بعضى كلمات به ميان آمد كه بعضى از علماء او را در سر منبر تكفير كردند . تاريخدانى و مردم دارى و سلامت نفس و ملايمت طبع و شعر و ادبيت و حسن سلوك و بىاعتنايى ميرزاى جلوه ، از مرحوم آقا محمد رضاى قمشه بيشتر بود ؛ و من آنچه از ايشان ديده بودم ، در اين تاريخ بدون كم و زياد روايت كردم - رحمت اللّه عليهم اجمعين .
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٠٧