بودند . مداخله به كار ديوان نمىكرد ؛ مردم را دور خود جمع نمىساخت كه بر فساد كار ايالت حركتى كند و خود را معروف و مشهور دولت سازد : كه براى او در اصلاح امور انگشترى الماس فرستاده شود و تاختوتاز او به دهات رعاياى بيچاره بدون مؤاخذه باشد .
جناب آقا ميرزا عبد الرحيم مجتهد در عصر همين جناب ، در مشهد مقدس رياست عامه داشت و در تمام خراسان احكامش نافذ بود ؛ و واقعا علم ايشان به حد غايت القصوى رسيده و شعشعهى جلالش از خراسان به عراق كشيده بود . در اصلاح امور عامه و رتقوفتق امور رعايا ، با والى خراسان مؤاخذه و مكابرات داشت ، و در دولت محترم بود ؛ ولى ، چون زهد و بيطرفى و سادگى وضع آقا شيخ محمد تقى بجنوردى بيشتر بود ، و ابدا به رياست عامه و همچشمى مجتهد نافذ الحكم نمىپرداخت ، نزد عموم مردم محبوبتر و مطلوبتر از ساير علماء خراسان بود . خلاصه ، اين مرد بزرگ به رحمت ايزدى پيوست و شيشهى زهد و تقوا در خراسان شكست .
حاجى آقا هبة الله طباطبايى ، مجتهد بروجرد ، كه به زيارت مشهد مقدس رفته بودند ، در ماه صفر يا ربيع الاول اين سال ، در آن شهر به جوار رحمت الهى پيوستند ؛ در بروجرد ، توليت و امامت مسجد شاه آن ولايت به آقا داوود ، فرزند ايشان ، واگذار گرديد .
سركار عليهى عاليه ، حضرت قدسيه ، انيس الدوله ، از بانوان عظيمهى ايشان و پردگيان جلالت نشان حرمخانهى شاهنشاه شهيد سعيد ، كه جلالت شأن و نبالت قدر و عظمت رتبهى اين جليلهى جميله كالشمس فى وسط السماء بر همهكس ظاهر و هويدا است ، در شب جمعه ، بيست و سيم ربيع الثانى ، به مرض يرقان و كبد به سرايى ديگر رحلت نمود .
مجلس تعزيت و فاتحهى آن مرحومه را مفصلا منعقد داشتند . جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم از طرف قرين الشرف همايونى رفته ، مجلس فاتحه را بر چيدند . اين زن از نسوان بزرگ دنيا بود . نظير وى در روزگار كمتر ديده خواهد شد . شرافت و جلالت و صفات حميدهى او بيرون از حد توصيف است . بسى بزرگىها كرده و نوازشها نموده . ضيافتهاى او از خانمهاى خارجه و داخله ، در هر سال از ميهمانىهاى بزرگ دنيا بوده است كه مبالغى خطير به مصارف مىرسانيده است . بر اكثر بانوان سمت برترى و رجحان داشت .
بعد از شهادت شاهنشاه شهيد سعيد ، با كثرت تجمل و جلال و احترامى كه داشت ، روزگار بر او سخت بود ؛ و در فراق آن شاهنشاه بزرگ بسى بىتابى و بيقرارى كرد و همه روز به گريه و اندوه بود و غالبا به سر و سينه مىزد و زنان دست او را مىگرفتند و تسلى مىدادند ، ولى نصيحت به او سودى نداشت و مىگفت : « بعد از شاه شهيد ، زندگانى نمىخواهم . » تا بعد از پنج ماه و هفت روز ، دست از حيات دنيوى شست و به ديگر جهان خراميد .
آخوند ملا عبد الله همدانى ، اعلى الله مقامه ، كه از علماى بزرگ همدان و در نهايت زهد و تقوا و درع بود ، در هشتم جمادى الاولى در همدان به رحمت ايزدى پيوست . اهل آن شهر كه فدوى و خاكسار اين وجود مقدس بودند ، مجالس عديده در ختم و فاتحه - خوانى آن مرحوم منعقد داشته ، مخارج گزاف در اطعام مساكين كردند . آخوند مرحوم
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٠٤