تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
در زهد و تقوا مثل مرحوم آقا شيخ محمد تقى بجنوردى ، از علماى خراسان ، بود كه شرح حالش گذشت . ميرزا ابراهيم خان نظام الدوله ، كه سابقا به سهام الدوله ملقب بود و از اكابر رجال و اعاظم امراء عسكريه بود و چندى به حكومت كردستان و مأموريت‌هاى ديگر منصوب مىشد ، در سن هفتاد و هفت به مرض ذات الريه شب جمعه ، بيست و هشتم جمادى الآخر ، در ساعت هشت به رحمت ايزدى پيوست . باغ سهام الدوله نزديك دولاب و سليمانيه ، كه يك ميلى شهر تهران است ، از بناهاى او است كه تمام صفحه‌ى آن پر از نرگس است ؛ و در اول بهار ، تمام مجالس و بازار تهران انباشته از گل نرگس آن باغ است كه دسته دسته و بسته و بسته از آن باغ گل‌هاى نرگس به شهر مىآورند و شهر را بويا و رنگين مىكنند . وقتى ، مرحوم سهام الدوله با سه فوج سرباز ابواب جمعى خود مأمور شيراز بوده است ؛ وقتى كه زمان مأموريت او به سر مىرسد ، سه هزار من نرگس در شيراز مىخرد و به هر سرباز و صاحبمنصبى يك من نرگس مىدهد كه به تهران آورده ، تحويل دهند . افواج مزبوره كه به تهران مىآيند ، پيازهاى نرگس را تحويل داده ، در اين باغ كاشته مىشود ؛ كه همه‌ساله آن باغ به واسطه‌ى دميدن گل‌هاى نرگس ، رشك فردوس مىگردد . آقا سيد تقى اردوبادى در ماه شوال در آذربايجان وفات كرده ؛ نعش آن مرحوم را با كمال تجليل در تبريز برداشته و تمام بازار و دكاكين را بسته ، رسم تعزيه‌دارى از طرف حضرت ايالت و اهل ولايت به‌عمل آمد . آقا على امين‌حضور آشتيانى ، كه از وزراى دوره‌ى ناصرى است ، در سن شصت و هفت سالگى ، در عصر پنجشنبه ، چهارم شهر رجب اين سال ، به مرض اسهال درگذشت . مشار اليه از رجال كافى و وافى اين دوره بود . هميشه به رشادت و جلادت و حسن كفايت زيست مىكرد . در هر مجلس ، طلاقت لسان و رشاقت بيان داشت و بس صحبت‌هاى شيرين و اخبار غربيه از او شنيده مىشد . در حضور مبارك شاهنشاه شهيد سعيد ، انار اللّه برهانه ، جسور و گستاخ و جرى اللسان بود ؛ مطالبى را كه او به عرض مىرسانيد ، ديگران از اداى آن عاجز بودند . در سفر و حضر ، هميشه عاكف حضور بود . چندى به رياست احتساب و خازنى صرف جيب همايونى و حكومت كاشان و حكومت ساوه و زرند به سر برد ؛ و چند سال وزارت بقايا و محصلى اتمام محاسبات دفترى به عهده‌ى كفايت او مفوض شد . چنان كفايت از او به ظهور رسيد ، كه وزارت بقايا عظمتى فوق العاده يافت ؛ حساب تمام حكام و شاهزادگان والى را به اتمام رسانيد ، و بقاياى دولتى را از ايشان وصول كرد . اين مرد حال بذل و بخشش و ضيافت و كرامت داشت . در خرج كردن و مجلس داشتن شب و روز ، بىاختيار بود . عيش‌هاى كامل كرد و در دنيا از هرگونه لهو و سرور ، حظى وافى برد . تجمل دستگاهش وافر بود . با آنكه به هرگونه عشرتى مىپرداخت ؛ لكن ، حسن عقيدت و تدين او بيشتر از سايرين ديده شد . از كسان و بستگان و همسايگان حمايت و رعايت مىكرد ، در هر ورطه‌يى با ايشان همراهى داشت . خلاصه ، در اين اوقات كه وفات كرد ، لقب امين‌حضور را به پسر او ، اسد اللّه خان ميرپنجه ، دادند . امين حضور حاليه